بسم الله الرحمن الرحیم

گفتگوی خداپرستان با مادی گرایان پیرامون آفریدگار و آفریده ۶

بعد از انتشار قسمت آخر مناظره، فایل PDF کتاب با ویرایش جدید و جذاب  برای دانلود ارائه خواهد شد

 

الهی: از شما می پرسم که آیا هیچ گاه اتم از حرکات داخلی آرامش داشته است؟ مثلا از ازل هیچ گونه حرکتی نداشته و پس از ازل به حرکت در آمده است؟

پروفسور ژاک: نه آقای محترم! نه! هرگز! اصولا ماده واقعیتی بجز حرکت ندارد.

الهی: بنابراین اتم وافعیتی بجز آغاز داشتن و پدیده بودن ندارد.

آغاز اتم = آغاز حرکت


شکل فوق نموداری است از هماهمنگی اتم با حرکت ، این دو حتی یک ثانیه- بر حسب فرض- از یکدیگر کم و کاست ندارند، محکوم به یک حکم و از نظر عمر برابرند؛ نمودار هماهنگی آنها دو خط موازی برابر است.
چنانکه گویی فلان تاجر یکصد میلیون تومان سرمایه دارد؛ دارایی من هم بدون کم و کاست به اندازه اوست؛ آیا در این صورت دروغ نیست که بگویید: "البته من صد هزار تومان کمتر یا بی نهایت بیشتر از او دارم؟"

پروفسور ژاک: به موضوع پدیده بودنِ اینگونه حرکت باز می گردیم.
نه آقای محترم! حرکات داخلی اتم یکایک پدیده اند، ولی مجموع آنها بی نهایت است و آغاز ندارد.

الهی: این چهارمین بار است که این سخن با تعابیر مختلف تکرار می شود ، برای آخرین بار با ذکر چند مثال به تکرار این ایراد پایان می دهم.
یک صفر ، عدد نیست ، دو صفر هم ، عدد نیست ، سه و چهار و ... بی نهایت صفر هم نمی تواند عدد باشد. یک شب، روشن نیست، دو شب و بر فرض محال بی نهایت شب هم روشن نخواهد بود ؛ گردش های الکترونها نیز هر چند زیاد باشد، چیزی جز موجودِ حادث و پدیده بار نمی آورد، امیدوارم بیشتر دقت فرمایید که این ایرادِ بی اساس، دیگر تکرار نشود. (تایید عموم حاضران)

الهی: اجازه دهید از این پس به جای عبارتِ حرکتِ اتم ، پدیده بودن را به کار ببریم.

اتم=حرکت=پدیده

سخن که به اینجا رسید ، اثر محکومیّت بر چهره تمامی حضّار نمایان شد ، ولی آقای پروفسور آلن با جمله ای جدید ، گویی نیرویی تازه به حاضران داده و گفت:
آقای محترم! انیشتین سخنی گفت، ولی همه دانشمندان آن را نپذیرفتند؛ من می گویم نظریه وی درباره ماده نادرست، بلکه نامفهوم است ، "هر حرکتی محرکی میخواهد" یعنی چه؟ ماده واقعیّتی جز حرکت ندارد، سازمان ماده از الکترون و پروتون و ... X است و این سازمان از حرکت نمی ایستد.

الهی: با صرفنظر از اینکه در نظریه انیشتین درست دقت نفرموده اید و به این شخص دانشمند در این مورد ، انکار و یا نفهمیدن واضحات را نسبت دادید ، از شما می پرسم بر مبنای فرضیه جنابعالی درباره ماده که برای شما ساده تر و مفهوم تر از نظریه انیشتین است ، آیا اگر الکترون از حرکت باز ایستد ، چه می شود؟

آلن: حرکت ، لازمه ذات اتم است ، وقفه الکترون و سکون مطلق سازمان داخلی اتم ، با نابودی اصل آن برابر است؛ اتم منهای حرکت ، یعنی اتم منهای اتم.

الهی: آقای پروفسور و آقایان محترم! آیا کسی از دانشمندان با این سخن مخالف است؟

پروفسور آلن، ریچارد، ژاک و ... : این اندازه که جای انکار نیست ، همگی بر این سخن اتفاق دارند کع اتم منهای حرکت به معنای: اتم منهای اتم است ، اتم ، هرگز نمی تواند از تمامی انواع حرکت آرام گیرد و الّا بایستی به نیستی گراید.
الهی: بنابراین پدیده بودن و آغاز داشتن حرکت ، سر از گریبان آغاز داشتن اتم بیرون خواهد آورد ، زیرا به اعتراف همگی ، این دو برادر ، مانند ماده و زمان ، توأم ، دو قلو و همزاد می باشند.
چه این و چه آن؛ چه حرکت عین ذات اتم و چه لازمه جدایی ناپذیر آن باشد؛ در هر صورت نمایانگر حادث بودن اتم است.

دکتر پایدار که رهبر مادیین و طرفدار سرسخت ماتریالیستها بود، گویا مرتبا از گفته های ما آگاهی یافته و اکنون که گفتگو به جاهای حساس و باریکی رسیده بود حضور خود را ضروری دانسته و بدون مقدمه وارد جلسه شده ، گفت:
بحث به کجا رسیده است؟ برایش توضیح دادند ، نامبرده اظهار داشت: آیا دلیل آقای الهی تنها در برابر سخنانی است که دانشمندان کنونی و گذشته درباره ماده گفته اند؟ یا اگر فرضیه ای نیز پیش آید که کسی نگفته، ولی از نظر عقل محال نباشد، علیه آن هم می توانند پایداری کنند؟

الهی: برهان خداپرستان ، پیرو خدای آنان بی نهایت است و هرگز بر پایه فرضیه ها و افکار محدود بنا نشده ، بلکه در برابر هرگونه فرضیه و احتمالی که بخواهد راهی برای انکار آفریدگار باز کند ، با کمال قدرت و متانت پایداری می کند؛ آقای دکتر اگر سخن تازه ای دارید بفرمایید.

دکتر پایدار: پیش از آن که سومین فرضیه محتمل درباره ماده را ذکر کنم ، جنابعالی دنباله استدلال خود را طبق فرضیه های کنونی و گذشته (اتم ، هیچگاه از حرکت آرامش نداشته است) بیان فرمایید.

الهی: از آنچه گذشت ، چنان می نماید که ماده نخستین جهان آغازی داشته و اتمهای گوناگون جهان و شاید اجزای تشکیل دهنده اتم نیز ، از آن ماده ترکیب یافته اند؛ مثلا ، اتم هیدروژن ، مرکب از یک الکترون و یک پروتون و نوترون و پوزیتون و ... است؛ همچنین مولوکول های اجسام و عناصر گوناگون از پیوند اتم های مختلف با اختلاف تعداد و فاصله پدید یافته اند. *
خلاصه آن که این فرزندان رنگارنگ ، با مادر نخستین خود ، همگی آغاز داشته اند ، هنگامی نبوده اند و سپس پدید شده اند.
هیچ ماده ای در سراسر جهان یافت نمی شود که از این قانون ، که ذاتی و ناگسستنی از ماده است ، استثنا خورده باشد.
چنانکه ٢ ضرب در ٢ به طور کلی مساوی با چهار است؛ معدود ، هر چه و نزد هر که و در هر جا و هر زمانی که باشد ، این قانون ٢ ضرب در ٢ = ٤ درباره آن به هیچ وجه استثنا پذیر نیست ، ماده نیز؛ چه مادرِ جهانِ ماده و چه فرزندانش ، در هر زمان و مکانی که بوده یا باشند ، همگی در آغاز داشتن برابرند. آقای دکتر! اکنون بگویید چه کسی و چه نیرویی اصل و فرع سازمان ماده را پدید آورده و به جنبش انداخته است.

دکتر پایدار: این طبیعت است که تمامی پدیده ها را به نیروی لایزال خود پدید آورده است!

الهی: از دو حال بیرون نیست یا این طبیعت از سنخ و جنس ماده و مادی است یا ماورای ماده ، یعنی غیر مادی است؟

پایدار: ماورای ماده (غیر مادی) یعنی ، نیستی و نابودی ، آقای محترم! بدون تردید طبیعت مادی است.

الهی: نخست این که فرمودید ، هستی در انحصار ماده است ، و غیر مادی را "نیست" ، تلقی کردید ، در آغاز گفتگو به تفصیل گذشت که سخنی بی پایه است و دلیلی بجز یافتن و ندانستن ندارد، آری، ماده وجود دارد؛ ولی هر موجودی ماده یا مادی نیست.
اما این که طبیعت مادی است ، باید گفت که: ما از آغاز در پیرامون ماده ای همگانی سخن گفتیم ، چه ماده های پدیده آورنده و چه پدیده؛ هیچ موجود مادی از حکم کلی ماده ، یعنی آغاز داشتن بیرون نیست ، به هر جا که روی آسمان همین رنگ است ، حکم و اثر ماده با تغییر اسم دگرگون نمی شود.
بنابراین دعوی جنابعالی که:"طبیعت ، ماده را پدید آورده است"، عبارت دیگرش این است که ماده ، ماده را به وجود آورده؛ یعنی ، "خود" خویشتن را پدید آورده! آقایانی که از آغاز گفتگو در جلسه حاضر بوده اید! آیا این سخن درست است؟!

همگی حضار: چگونه تصوّر می شود چیزی "خود" خویشتن را پدید آورَد!

پایدار: نظر شما چیست؟

الهی: چون دانستیم که ماده سراسر نیاز و دارای آغاز است ، بناچار پدید آوردن ماده در انحصار نیروی ماورای ماده خواهد بود و اوست آفریدگار ازلی جهان هستی.

پایدار: نخست باید صریحا بگویم که من نمی توانم بفهمم چیزی موجود باشد ولی از جهان ماده بیرون ، و از هرگونه خواصّ مادی ، برکنار باشد.

الهی: چیزی که وجودش با برهان قطعی پایدار شد ، دیگر نیازی به این ندارد که آقای پایدار و ناپایدار بتوانند حقیقت آن را درک کنند یا نتوانند. "نمی فهمم" غیر از "نیست" می باشد و "نمی توانم دریافت کنم" بجز نابودی است.
و اصولا یافته های مادی بشر با احساس مادی ، یک میلیونیم یا یک میلیاردیم نیافته های اوست ، بشر از میلیونها قوانین مادی حاکم بر جهان طبیعت ، تنها قانون جاذبه عمومی را - آن هم در شعاعی محدود- فهمیده و این همه دانش ها را در پرتو آن پی ریزی کرده است. بشر روشن ترین چیزی را که یافته- به گمان خودش- مواد محسوسه است ولی حقیقت همین ماده؛ چهره های گوناگون خلقت ، حقیقت مولکول و ... را هم درست نفهمیده و حقیقت اتم را هرگز نتواند فهمید.
اکنون این بشر نادان در فهم همگنان خود ، چگونه به خود حق می دهد که در نتیجه نیافتن خدا (موجود غیر مادی) آن هم با ابزار و احساس مادی ، حکم کند که خدا نیست! تنها به استناد این که با حواس مادی احساس نمی شود.
در صورتی که ادراکات ماده سنج (حواس پنج گانه) از احساس بسیاری از حقایق مادی نیز عاجزند؛ تا چه رسد به ماورای ماده! و یا اینکه هر محسوسی ابزار معینی دارد که با غیر آن احساس نمی شود؛ مثلا با چشم یا بینی نمی توان شنید ، و با گوش نمی توان دید ، و با حس لامسه نمی توان چشید. پس چگونه انتظار می رود که خدای نادیده دیده شود ، و موجود ماورای ماده با ابزار مادی درک گردد.
نه ، هرگز ، ذات اقدس الهی به هیچ وجه قابل درک نمی باشد ، "لا تُدرِکُهُ الاَبصَارُ" ... چشم سَر و سِرّ ، دیده عقل و ادراک ، از دریافت حقیقت ذاتش محروم است ، پیرامون این مطلب در آغاز گفتگو هم سخنانی گفتیم و در پایان نیز از جهاتی دیگر بررسی خواهیم نمود.

پایدار: شما گمان کردید کم کم ما را به پذیرفتن ماورای ماده کشانده اید؟ اکنون پایه استدلال شما با یک احتمال ویران می شود:
آقای محترم! ماده نخستین جهان از ازل موجود بوده و این تنها حرکات و دگرگونی های ماده است که پس از ازل و در این میان پدید آمده اند.

 

الهی: با آن که نظرات تمامی دانشمندان با این پندار مخالف است و از ماده هرگز تصوری بجز انباشتگی انرژی و حرکت ندارند و بدون تردید و کوچک ترین اختلاف ، حرکت را -لااقل در سازمان داخلی اتم- لازمه ذات و موجودیت ماده می دانند ، ما "محال" آنها را هم به منظور هماهنگی با آقای دکتر پایدار "ممکن" شناخته و از شما می پرسیم که آیا حرکت و انرژی ، آن هنگام که در ماده پدید آمد ، از چه نیرویی بوجود آمد؟ یا از برون ذات؟ یا بدون علت؟

پایدار: مثلا از درون ذات؛ یعنی ، ماده در سازمان داخلی و سپس خارجی خود اقتضا و آمادگی جنبش و حرکت و دگرگونی داشت و به موقع خود، حرکت را آغاز کرد.

الهی: این آمادگی از آغاز و از ازل ، با ماده بوده است؟ یا آن هم مانند خود حرکت ، پس از ازل و در بین راه بوجود آمده است؟
آقای دکتر! شما در این فرض ، حرکت را در ماه ، اقتضا و آمادگی دانستید ، اقتضا نیز بناچار نیرویی است که توانایی پدید آوردن پدیده ای را داراست ، ما اکنون پرسش گذشته خود را درباره این پدید آورنده (اقتضا) تکرار می کنیم که "خود او از کجا آمده است؟"

دکتر پایدار: بهتر است که ما خود حرکت را در نظر بگیریم فعلاً کاری به اقتضای آن (آمادگی آن) نداریم.

الهی: این حرکتِ به فرض شما پدیده را چه نیرویی در وقت معیّن بعد از ازل پدید آورد؟ اگر بگویید که آن ، ماده بوده است ، در نتیجه ، همان گونه که به فرض شما ، خود ماده از ازل بوده ، حرکت نیز که مقتضایِ (درخواست شده ی) آن است ، بایستی از ازل بوده باشد ، مگر آن که برای ماده نیز عقل و اختیاری تصوّر کنید که همچون دانایان و عاقلان ، به موقعِ خود ، حرکت را آغاز کرده باشد!

پایدار: نه آقای محترم! ماده عقل و شعوری ندارد این دگرگونی های ماده است که نیروی عقل و ادراک را پدید می آورد.

الهی: روی این اصل بناچار حرکت ماده -که به فرض شما پس از ازل آغاز شده است- ، از خود ماده نبوده و ناگزیر از ماورای ماده است.

پایدار: آقای محترم شتاب نکنید ، این حرکات بر حسب تصادف پس از ازل آغاز شده اند.

الهی: در آغاز گفتگو ، مانند همین سخن ، به میان آمد ، آنجا گفتیم که تصادف نیز یا به وجود برگشت می کند و یا به عدم؛ "تصادف یا نیروست ، یا منهای نیرو؛ اگر نیرو باشد - که آن هم مادی است- پرسش ما دامنِ پدیدآورنده ی او را هم خواهد گرفت و اگر نه؛ جای گفتگو نیست ، "از نیست که هست پدید نمی آید."
برای اینکه مطلب بیشتر روشن شود باید گفت که لغتِ تصادف در دو مرحله دیده می شود:
١. تصادف در اصل پدید آمدن جهان ، که نادرستی آن پیش از این روشن شد.
٢. تصادف در دگرگونی هایی که در موجودی رخ می دهد؛ که بعداً پیرامون آن گفتگو خواهیم نمود.


«گام دوم به سوی خدا»


پایدار: پذیرفتم ، شما تا اینجا تنها حرکات و دگرگونی های ماده را آفریده ماورای ماده معرفی کردید ، از کجا که خود ماده نیز مانند حرکاتش پدیده بوده و ازلی نباشد؟

الهی: تا کنون همگیِ حاضران محترم پذیرفتید که تمامی حرکاتِ سازمان داخلی اتم ها و مولوکول های اجسام و کلیّه دگرگونی های جهان ماده برگرفته از نیروی ماورای ماده است فعلا موجودِ ازلیِ ماورای ماده برای شما ثابت شد. (تصدیق و تشکر عموم حضّار)
اکنون به همراهی آقایان محترم آماه تکمیل دوّمین گام می شویم:

اصل ماده و تمامی دگرگونی هایش از ماورای ماده است.

اگر آقای دکتر پارسا به یاد داشته باشند ، در آغاز با ایشان پیرامون فرق میان موجود ازلی و حادث گفتگو می کردیم؛ ایشان اینگونه توضیح فرمودند که: ازلیّت به معنای بی نیازی مطلق است ، که نه در هستی و نه در کمالات و حالات هستی به ماورای خود نیاز ندارد؛ و هر موجودی ، اینگونه نباشد ، حادث است و آغاز دارد.
من گفتم که آیا در جهان ماده آثار بی نیازی می بینید؟ ایشان درخواست فرمودند که گفتگو در این زمینه به پایان گفتار موکول شود ، اکنون به جای بسیار مناسبی رسیده ایم؛ آقای دکتر پارسا چه می فرمایید؟

دکتر پارسا: من نمی توانم انکار کنم که ماده نیازمند است ، آقای دکتر پایدار نظر شما چیست؟

دکتر پایدار: نیازمندی ماده در انحصار دگرگونی هایی است که پس از ازل از ماورای خود گرفته ، اما در اصلِ هستی نیازی ندارد.

---------------------------------------------------------------------------
*: در کتاب "ستارگان از دیدگاه قرآن" درباره این که: آیا اجزای مذکور در اتم ها، می توانند ماده نخستین جهان باشند یا خیر ، به تفصیل سخن رفته است.