بسم الله الرحمن الرحیم

گفتگوی خداپرستان با مادی گرایان پیرامون آفریدگار و آفریده ۵

بعد از انتشار قسمت آخر مناظره، فایل PDF کتاب با ویرایش جدید و جذاب  برای دانلود ارائه خواهد شد

 

الهی: ما از خواص ماده از آن جهت که مادّه است –و نه از آن رو که چنین و چنان می باشد – به خوبی می توانیم حدوث آن را دریابیم. اَشکال گوناگون ماده از جهاتی، و اصل ماده نیز از رهگذر نمودهایی دیگر، بدون تردید پدیده است ، آغاز داشته و انجام نیز خواهد داشت.
آقای پروفسور از شما می پرسم: آیا ماده ، به هر معنا که توجیه و تفسیر شود ، همیشه همدوش با زمان بوده و یا پیش از زمان نیز وجود داشته؟

پروفسور ریچارد: حقیقت زمان چیزی به جز حالات گوناگون و دگرگونی مادّه نیست؛ ماده هیچگاه از جنبش و نشیب و فراز نیاسوده و زمان نیز از همین دگرگونی برخاسته است.
گرچه از نظر سطحی و عامیانه ، نمودار زمان تنها شب و روز است ، اما واقع چنان است که پیش از این دو پدیده که نتیجه حرکات زمین و ... می باشند و پیش از زمین شدنِ زمین و تشکیل آسمان و ستارگان ، آن هنگام که تنها ماده ای یکنواخت (به نام اِتِر یا خلاء و یا هرچه نامیده شود) بوده و بس، زمان نیز همدوش با آن ماده و برخاسته از دگرگونی های خارجی و داخلی آن بوده است؛ و بنابر آنچه گفتیم فرمایش جنابعالی که "آیا ماده پیش از زمان بوده است؟" موردی ندارد؛ و صریحا می گویم همان گونه که ماده ، ازلی و بی آغاز است ، زمان نیز آغازی ندارد.
الهی: بسیار خوب، از جناب پروفسور به خاطر ارائه اطلاعات وسیعشان تشکّر می کنم، خیلی روشن پیرامون ماده و زمان سخن گفتید، اجازه دهید نتیجه فرمایشات شما را توضیح بدهم:

زمان = ماده
ماده = زمان

این دو برادر ، که در عمر برابرند ، پدیده اند ، با هم زاده شده اند، و با فرض بی آغاز (ازلی) بودن ، در بی آغازی (ازلیّت) نیز برابرند؛ در عمر از یکدیگر کم و کاست ندارند.
آقای پروفسور اجازه دهید فعلا درباره زمان ، که نموداری روشن از ماده است ، به گفتگو بپردازیم؟

ریچارد: خیلی خوب دریافت کردید ، خواهشمندم ادامه دهید.

الهی: خود زمان، که عبارت دیگرش دگرگونی می باشد، نموداری قاطع و روشن از آغاز داشتن اصل ماده است.
آقای پروفسور! آقایان عزیز! آیا زمان ترکیبی از آنات و لحظات نیست؟

ریچارد: البته چنان است.

الهی: آیا ممکن است سراسر آنات زمان ، یکجا و در یک حال جمع شود ، یا آن که هر "آنی"، پس از دیگری ، یعنی پس از نابود شدن آن پیشین پدید می آید؟

ریچارد: پر واضح است که هر "آنِ" پسین ، پس از نابودی "آنِ" پیشین بوجود می آید و اصولا زمان موجودی پابرجا نیست ، و تنها نموداری از ماده می باشد که همیشه در حال دگرگونی است.

الهی: روی این اصل ، خودتان اعتراف فرمودید که تمامی آنات و لحظاتِ زمان، پدیده است؛ بنابراین ماده نیز که برادر و شریک برابرِ زمان است ، پدیده خواهد بود؛ زیرا هیچگاه نبوده که ماده؛ وجود داشته باشد و زمان همراهش نباشد. پس زمان برابر با ماده است.

آقای پروفسور ریچارد، چون خود را دچار بن بست دید و خیالی بودن تفاوت آنات زمان با مجموع آنها نیز، بارها به حاضرین گوشزد شده بود ، اظهار داشت که: به برادرِ توأمِ ماه به معنای زمان کاری نداریم ، بهتر است که درباره خود ماده گفتگو کنیم.

الهی: گرچه من از شما می پذیرم که پابه پای شما گفتگو را ادامه دهم، ولی گفته شما در حکم گریختن از دلیل است ، فعلا از نمودار زمان ، پدیده بودن ماده نخستین معلوم شد ، اکنون با نادیده گرفتن این برهان ، عذر شما را می پذیرم و خواهش می کنم ماده را معنی فرمایید.

آقای پروفسور ریچارد که از شاگردان آلبرت انیشتین و شیفته نظریات وی بود ، گفت: طبق نظریه استادمان: "ماده ، یعنی حرکت" و به عبارت دیگر، گره خوردن و انباشتگی انرژی؛ ماده حقیقتی به جز تراکم و فشردگی نیرو و انرژی نیست.

الهی: خیلی از آقای پروفسور متشکرم که با صرفنظر از برادر توأمِ ماده (زمان) برادری دیگر را که جزء ذات و عین واقعیت ماده است به ما معرفی نمودند. این دفعه راه برای برداشتن دومین گام (نفیِ بی آغاز بودن و ازلیّت ماده) آسانتر شد.
آقای پروفسور! آیا حرکتی که عین ماده می باشد ، ثابت است یا متغیّر؟

پروفسور: حرکت در ماده، ثابت می باشد یعنی دائمی است؛ هیچگاه، ماده بدون حرکت ، معنی ، مفهوم و واقعیتی ندارد. چنانکه هیچ چیزی بدون "خودش"، هستی ندارد؛ ولی خودِ حرکت، عبارت است از "دگرگونی".

الهی: اجازه بفرمایید برای این که تمامی حاضران محترم، بخوبی سخنان ما را دریافت کنند، درباره حرکت و اقسام آن ، توضیح بیشتری دهم.

پروفسور ریچارد و سایرین: متشکریم بفرمایید.

الهی: حرکت به معنای جا بجا شدن و در نتیجه ، دگرگونیِ موجود متحرّک است ، خواه دیدنی باشد ، خواه نادیدنی ، با چشم مسلح یا غیر مسلح.
١. مثلا ، حرکت گلوله ای که رها می شود ، دیدنی است.
٢. ولی حرکت بذر و دانه بسوی شکوفایی و جوانه زدن و ساقه و تنه و برگ و میوه دادن ، و حرکت سیب از سبزی به زردی و قرمزی و از این قبیل حرکات مادی ، نادیدنی است.
٣. حرکت مولوکولهای تشکیل دهنده اجسام نیز نادیدنی است.
٤. و همچنین حرکت سازمان داخلی اتم ، گردش الکترونها بر گرد پروتونها.
این سه قسمِ آخرِ حرکت (مثالهای شماره ٢،٣،٤) دیدنی نیست. گرچه امکان وقفه در سه قسم اول (١،٢،٣) هست ، به این صورت که:
١. گلوله به مانعی برخورد کند و یا به هدف رسد ، و یا آخرین نیروی خود را به مصرف رساند و متوقف گردد.
٢. هسته گیاه و مانند آن نیز ، پیش از پیمودن مراحل کمال و یا پس از آن متوقف شود.
٣. مولوکول ها -بطور نسبی- از حرکات خود باز ایستند که در این حالت حرارت جسم به کمترین حدّ ممکن می رسد و سردی مطلق آن را فرا می گیرد و در اصطلاح می گویند:
درجه حرارت، ٢٧٣ درجه سانتیگراد زیر صفر است؛ این پدیده فیزیکی مؤیّد آن است که حرارت جسم از حرکت مولوکول های تشکیل دهنده تولید می شود ، هر چند حرکات ، بیشتر و سریعتر باشد حرارت نیز به همان میزان شدیدتر خواهد بود؛ و هر اندازه کمتر باشد، حرارت رو به کاهش می رود تا جایی که مولوکول ها -بطور نسبی – از حرکت باز ایستند و جسم ، سرد و خالی از حرارت گردد.
اما وقفه در سازمان داخلی اتم ، خصوصا طبق فرضیه انیشتین امکان ندارد ، و چنانکه از حرکت مولوکول های اجسام ، حرارت پدید می آمد ، از حرکتِ ثانیه ای پنجاه هزار بار الکترونها بر گرد پروتونها نیز موجودیت اتم برقرار است ، و در این صورت: اتم منهای حرکت؛ اتم منهای اتم خواهد بود ، درست عرض کردم؟

پروفسور و حاضرین: بسیار خوب تشریح فرمودید ، جای خوش وقتیِ بسیار است که روحانیانی مانند شما این گونه اطلاعات وسیع داشته باشند.

الهی: ما از تمامی اقسام حرکت که هر کدام، گواهی بر پدیده (حادث) بودن موجود متحرّکند ، چشم پوشیده و تنها حرکات داخلی سازمان اتم را در نظر می گیریم که تمامی مواد تشکیل دهنده جهان- اصلی و فرعی- را بدون استثناء شامل گردد.

پروفسور: نظریه انیشتین ، در این زمینه در انحصار حرکت الکترونها بر گرد پروتونها نیست ، بلکه اگر اتم ، علاوه بر الکترون، پروتون و نوترون؛ اجزائی دیگر نیز داشته باشد ، خود این اجزا نیز موجودیتشان از انباشتگیِ انرژی و حرکت است.

الهی: چه این و چه آن ، بالاخره اتم از حرکات داخلی ، هیچگاه آسوده نیست؛ آنگونه حرکاتی را که از سازمان داخلی اتم دریافته ایم ، علم هم برای ما کشف کرده است ، از رهگذر این حرکات ، حالِ اتم را می پرسیم و بی آغازی (ازلیّت) ، یا پدیده بودن (حدوث) آن را به این وسیله می فهمیم.
آقای پروفسور و آقایان دکترها و مهندسین! که خوشبختانه دانشمندان علوم مادی در مجلس ما جمع هستند.
از همگی شما می پرسیم: آیا حرکات الکترونها بر گرد پروتونها آغاز نداشته و ازلی است؟

پروفسور: پر واضح است که اگر ماده ازلی باشد، تمامی آنچه ذاتیِ ماده است نیز، همیشگی و بی آغاز خواهد بود؛ از جمله حرکت، که مطابق نظریه استاد (انیشتین)، اساس موجودیت ماده است.

الهی: آیا الکترون هر بار که بر گرد پروتون می گردد ، دور پیشین را نیز همراه دارد! یا پس از نابود شدن و پایان یافتن دور پیشین ، آغاز به گردش دیگری می کند؟


پروفسور: این که جای پرسش نیست؛ البته هر دور پسین ، پس از پایان دور پیشین پدید می آید؛ مانند حرکت زمین برگرد خورشید که هر دور آن یک سال است و هر کسی می داند امسال بجز پارسال و پس از پایان یافتن پارسال آغاز می شود.
سیّارات الکترونی هم در هر گردش بر گرد خوشیدهای پروتونیِ خود، یک سال از عمرشان می گذرد و به لحاظ آنکه این گردش پناه هزار بار در ثانیه تکرار می شود ، باید گفت: "پنجاه هزار سالِ الکترونی ، یک ثانیه زمینی است." *

الهی: نتیجه فرمایشات جنابعالی چنین می شود که گردش الکترون ها، مانند گردش زمین آغاز داشته؛ و روی این اصل، سازماناتم نیز آغازی داشته است.

پروفسور: آغاز داشتنِ گردش ، چه ربطی به آغاز داشتن گردنده دارد؟ مگر همین زمین ما نیست که هنگامی حرکت منظّم نداشته و سپس حرکاتی را که نمودارش شب و روز است آغاز کرده؟

الهی: نتیجه ای که گرفتیم از فرمایش خودتان بود که اتم و ماده، یعنی حرکت؛ و این هماهنگی گرچه در زمین و حرکاتش نبوده، اما در اتم طبق فرض ، چنان است ، بنابراین عمر زمین با پدید آمدن شب و روز یکسان نیست ، زیرا همچون اتم نمی باشد، ** ولی عمر اتم با حرکات سازمان داخلی آن یکسان ، بلکه طبق فرضیه انیشتین عین یکدیگرند.

ریچارد: بسیار خوب ، پذیرفتیم: از این هماهنگی چه نتیجه ای برای موضوع بحث می توانید بگیرید.

الهی: شما پذیرفتید که هر گردشی که الکترون بر گرد پروتون می کند، پس از پایان یافتن گردش پیشین است ، بنابراین تمامی گردشهای الکترونی پدیده اند ، آغاز و انجام دارند؛ و بر این مبنا ، خود اتم ها نیز همگی آغاز داشته اند.

پروفسور ژاک: چون همکار عزیز آقای پروفسور ریچارد خسته شده اند ، اجازه می خواهم دنباله گفتگوی ایشان را ادامه دهم.
آقای محترم! گردش الکترون ها همگی حادث اند؛ این چه ربطی به حادث بودن (آغاز داشتن) اجزای اتمی دارد؟ چه مانعی دارد که خود اتم ازلی و بی آغاز باشد ، ولی حرکات سازمان داخلی آن آغاز داشته باشد.

--------------------------

*: این نکته را در کتاب "ستارگان از دیدگاه قرآن" در احتمالات شش گانه یوم آورده ایم.
**: چون حرکات پدیدآورنده شب و روز، از ابتداء برای زمین نبوده است ، بر خلاف اتم که موجودیتش برابر با حرکت است.