بسم الله الرحمن الرحیم

گفتگوی خداپرستان با مادی گرایان پیرامون آفریدگار و آفریده ۴

بعد از انتشار قسمت آخر مناظره، فایل PDF کتاب با ویرایش جدید و جذاب  برای دانلود ارائه خواهد شد

 

الهی: شما در آغاز سخن فرمودید تا چیزی را با احساس مادّی دریافت نکنیم ، وجودش را باور نداریم. آقای محترم! مگر راه پذیرش هر چیزی در انحصار ادراک و احساس مادّی است؟
شما چگونه دانایی و نادانی ، عقل یا جنون ، حیات و ممات ، وجدان یا بی وجدانی ، حبّ و بغضّ کسی را دریافت می کنید؟ آیا نظم معنوی دستگاه مغزی و یا بی نظمی آن دیدنی است؟ گیریم که عقل ، عبارت از همان مغز مادی باشد ، آیا مردم برای این گونه تشخیص ، وارد دستگاه مغزی اشخاص می شوند؟

دکتر پارسا: اگر نمی دانستید بدانید: بشر اخیرا دستگاه مغزسنجی اختراع کرده است که با بررسی اعصاب مغز ، اندازه نظم و بی نظمی ، و در نتیجه مقدار عقل و جنون شخص را ، به وسیله آن در می یابد.

الهی: از شما می پرسم: آیا پیش از اختراع این دستگاه، راهِ این گونه تشخیص بکلّی به روی بشر بسته بود؟ و یا اکنون که هست، همگان از آن استفاده می کنند؟

دکتر پارسا: راه تشخیص، تنها دیدن از نزدیک نیست، بلکه از چگونگی حرکات و سخنان هر فرد می توان اندازه عقل ، علم ، اب و بسیاری از کمالات دیگر او را بدست آورد.
الهی: به عبارت دیگر اعتراف نمودید: ممکن است از خواصّ و آثار چیزی ، به خود آن پی برد ؛ از باب نمونه ، اتم را مثال می زنیم که در ابتدا بوسیله آثاری ، وجودش برای بشر معلوم شد و با این که هنوز حتی با چشم مسلح هم قابل مشاهده نیست ، مورد تصدیق دانشمندان قرار گرفته است. (فرد آخر!: البته این مثال برای چندی پیش است ، شما خود می توانید مثالی برای آن پیدا کنید)
بنابراین: گرچه کسی از ما - که اجزایی بسیار ناچیز از جهان بی کران می باشیم- در آغاز پدید آمدن جهان نبوده است تا با احساس مادی ، حدوث آن را دریابد ، ولی در حال حاضر ، آثار فراوانی - چه مادی و چه غیر مادی -از جهان در دست است که بطور قاطع برای آن ، آغازی را اثبات می کند.
چنان که شکل خاص فلان آسمانخراش ، گواهی روشن بر وجود سازنده آن است ، گرچه به هنگام ساختن آن ، هرگز شما او را ندیده و یا حتی متولّد نشده بودید.

مهندس فرشاد: فرد معماری ، بنایی را می سازد و سپس می میرد؛ ولی ساختمان ، همچنان پایدار است؛ آیا خداپرستان نیز می پذیرند که خدایی که جهان را آغاز کرده، اکنون نابود شده باشد؟

الهی: گرچه پاسخهای روشن در این باره موجود است ، ولی با اجازه حضار محترم به جهت رعایت نظم گفتگو ، پاسخ شما را در پایان جلسه خواهم داد.

حضار: البته چنان است؛ خدا هنوز بر ما ثابت نشده؛ اکنون جای این گونه پرسشها نیست ، آقای محترم دنباله فرمایشات خود را بیان فرمایید...

الهی: این مثال و مانند آن ، تنها از این جهت مورد نظر است که چنانچه حادثه ای را از نزدیک ندیده باشیم ، آثارش می تواند گواه بر خود آن باشد؛ نه اینکه از هر جهت ، "همانندی" در این میان برقرار باشد.
آقای دکتر پارسا ! و آقایان محترم! دقت فرمایید: اگر جهان را آغازی بود و به نیروی ماورای خود پدید آمده بود ، چه وضعی داشت که اکنون ندارد ، چگونه بود که اکنون نیست؟

...سکوت دامنه داری که نشانه تفکری عمیق بود ، حضار را فرا گرفت و هر یک سخنی گفتند. در این میان جمله ای که خیلی جلب نظر کرد و سکوت مجلس را در هم شکست و جان تازه ای به حاضران بخشید، پرسش متقابل آقای دکتر پارسا بود که گفت: من از شما می پرسم که اگر جهان را آغازی نبود و پدیدآورنده ای نداشت ، چگونه بود که اکنون نیست؟

الهی: پر واضح است ، چنانچه جهان را آغاز و نیازی به ماورای خود نبود ، آثار و نمودهای بی نیازی نیز از سراسر آن هویدا بود.
آقای دکتر! خودتان بفرمایید که آیا میان موجود ازلی (بی آغاز) و حادث (پدیده) از لحاظ آثار و خواصّ فرقی هست یا نه؟

دکتر پارسا: البته هست و چنانچه پیش از این دانستیم ، ازلیّت ، به معنای بی نیازی مطلق است که موجودی نه در اصل هستی و نه در کمالات و حالاتِ هستی به غیر خود نیاز داشته باشد، ولی موجود حادث که در اصل، پدیده و نیازمند می باشد ، در سایر نیز نیازمند خواهد بود بنابراین:

 

ازلی=بی نیاز مطلق و حادث=نیازمند مطلق

 

الهی: خوب توضیح فرمودید ، اکنون از شما می پرسم؛ "آیا در جهان مادّه ، آثار بی نیازی مشاهده می شود یا نیازمندی؟" *

دکتر پارسا: خوب است این پرسش را به پایان گفتگو بیاندازید. خواهش می کنم اکنون آثاری را که نمودار پدید شدن جهان است یادآور شوید.

الهی: گرچه شایسته نبود پرسش مرا بی پاسخ گذارید و مطلبی را که اکنون مورد گفتگو است ، به بعد موکول سازید ، ولی چون در آغاز گفتار متعهّد شدیم تا پایان پابه پای حضّار محترم قدم برداریم، عذر شما را می پذیرم؛ خوشبختانه راه استدلال بر خداپرستان به هیچ وجه بسته نبست و براهین آنان ، بر تمامی فرضیه ها و احتمالات احاطه دارد.
آقای محترم! "شب و روز که از هر حادثه ای برای ما روشن تر است ، آیا آغازی داشته اند که نه شب و نه روز بوده است؟" **

مهندس بسطامی: آقای عزیز! "شب و روز" در اثر گردش زمین به دور خود و برگرد خورشید پدیدار می شوند. شب، یعنی تاریکی، و روز یعنی روشنایی ، این ها چیزی نیستند که درباره آنها پرسش شود.

الهی: چیزی نیستند؟ شب و روز معدوم اند؟ هر دو در نیستی برابرند؟ نیستی که نمود ندارد ، نیست که اختلاف ندارد! چگونه نیستند؟!

بسطامی: چیزی نیستند به این معنی که: موجوداتی مستقل در برابر زمین و خورشید و سایر موجودات نمی باشند ، و الّا این دو نیز پدیده ای از پدیده های گوناگون جهان اند.

الهی: هدف ما وجود این دو پدیده است و نه چگونگی وجودشان؛ بفرمایید: آیا این دو پدیده آغازی داشته اند یا نه؟

بسطامی: اگر بگوییم نه چه می شود؟
الهی: بفرمایید، شما اختیار زبان خود را دارید؛ ولی از شما می پرسم آیا این شب و روزها از پی یکدیگر پدید آمده و می آیند؟ و یا ممکن است در یک زمان و یک افق و یک مکان ، هم شب و هم روز باشد؟

بسطامی: البته از پی یکدیگرند.

الهی: مثلا امروز پس از دیشب پدید آمده، یعنی ، بعد از نابود شدن دیشب ، امروز بوجود آمده است. امشب نیز پس از نابودی امروز پدید می آید.

بسطامی و سایر حضّار: البته ، پر واضح است ، این پرسشهای شما خیلی شگفت انگیز است!

الهی: بنابراین شب و روز ، شب ها و روزها ، هر دو پدیده اند ، تمامی شب و روزها سابقه نیستی داشته و دارند پس همه آغاز داشته اند.

حضّار: نه! چطور! چه فرمودید! نفهمیدیم.

دکتر پارسا: آقایان هرگز نگران نشوید؛ پدیده ، افراد شب و روز است ، ولی مجموع این شب ها و روزها آغازی نداشته و نامحدودند.

الهی: پاسخ این ایراد را در آغاز گفتگو به تفصیل شنیده اید و جای تکرار نیست ، ولی باز هم برای دومین بار تکرار می کنم:
مجموع افراد شب و روز ، مگر چیزی از یکایک شب و روزها اضافه دارند؟ چه بگویید: "یکصد تومان" و چه بگویید ، "صد عدد یک تومانی"؛ تفاوتی ندارد ، با تغییر عبارت که معنا و مقدار عوض نمی شود.
آقایان خودتان تصدیق فرمودید: تمامی افراد شب و روز پدیده اند؛ بنابراین آنها نیز که به هیچ وجه اضافه ای بر افرادشان ندارند ، پدیده هستند. گیریم برفرض محال ، مجموع این افراد بی نهایت باشند ، در صورتی که تمامی آنها آغاز دارند ، شما از فرض بی نهایت چه نتیجه ای می گیرید؟ وانگهی چنانکه در آغاز گفتگو گفتیم ، همین آغاز داشتن ، فرض بی نهایت بودن را نیز باطل می کند، و خلاصه آن که این رشته ها سراسر پدیده اند، زیرا فردی که آغاز نداشته باشد در این میان یافت نمی شود.

دکتر پارسا: آقایان محترم! مثل اینکه چاره ای چاره ای بجز پذیرفتن نداریم!

مهندس هومان: چرا به این زودی تسلیم می شوید؟
نه آقای محترم! ما فرض می کنیم پیش از این شب و روزهای حادث ، شبی ازلی وجود داشته و از آن هنگامی که زمین بر گرد خورشید به گردش در آمد شب ها و روزهای کنونی پدیدار شد.

الهی: پرسش من هم درباره همین شب ها و روزها بود که در اثر گردش زمین بوجود می آیند؛ بنابرین، گردش کنونی زمین نیز آغاز داشته است ؛ اما در مورد شب ازلی که پیش از این فرض کردید ، خواهش می کنم بفرمایید آیا آن شب نیز مانند سایر شب ها مرکّب از ساعات و لحظات بوده؟

هومان: البته چنان است.

الهی: در نتیجه چنانچه صد ساعت به آن افزوده می شد ، آیا آن شب ، ازلیّت به علاوه صد ساعت بود؟ و اگر صد ساعت از آن کم می گردید ، ازلیّت منهای صد ساعت بود؟

مهندس هومان: آری البته ، هر دو حالت درست است ، این که تردیدی ندارد!

الهی: این چه موجود ازلی است که قابل کم و زیاد شدن می باشد؟ آیا این شبِ مفروض شما ، اگر آغازی داشت ، باز هم ازلی بود؟

هومان: البته چنان بود ، چه فرقی دارد؟

الهی: آیا ازلی و حادث با هم فرقی ندارند؟ مثل اینکه شما درباره این شب طولانی ، از لغت ازلی ، معنای حادث را اراده کرده اید... خواه ناخواه بایستی چنین باشد! بفرمایید: آیا این شب نیز مانند سایر شب ها و روزها از زمان ، ساعات ، دقایق و ... ترکیب یافته ، یا ما فوق زمان است؟

هومان: پیش از این گفتیم ، البته از زمان ها ترکیب یافته است.

الهی: خود لحظات و ساعات و دیگر اجزای زمان که محدود است ، آغاز و انجام دارد ، بناچار مجموع این زمان ها نیز- هر اندازه ای که باشد- باز محدود است و آغاز و انجام دارد. خواهش می کنم دقّت فرمایید که اعتراض پیشین تکرار نشود. ***

دکتر راجه: پذیرفتیم ، تمامی شب ها و روزها ، سابقه نیستی دارند ، از این چه نتیجه می گیرید؟

الهی: نخست، این گواه روشنی است بر این که ما از نمونه های کنونی شب و روز می توانیم به پدیده بودن (حدوث) تمامی شب ها و روزهای گذشته پی ببریم ، با آنکه آنها را ندیده ایم و اصولا میلیون ها شب و روز بر این جهان گذشته است، بدون این که ما هرگز آنها را دیده باشیم.
در اینجا پاسخِ پرسشِ **** جناب دکتر پارسا بوضوح روشن می شود که: "پذیرفتن حدوث جهان در انحصار این نیست که پدید آمدن آن را در آغاز دیده باشیم؛ بلکه وضع کنونی جهان بخوبی می تواند گواهی روشن و آشکار بر حدوث سراسر جهان هستی باشد." *****

پروفسور ریچارد ، که با زبان فارسی آشنا بود ، اظهار کرده که: آقای محترم! شب و روز، زمین و خورشید، کهکشانها و تمامی موجودات کنونی آسمانی و زمینی، همه و همه پدیده اند؛ امّا ماده نخستین که این نقشهای گوناگون از آن پدید آمده اند ، ازلی و بی آغاز است. ******

-----------------------------------------------

*: این جمله در مقدمه استدلال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم) با مادّیین در احتجاج طبرسی نقل شده است.
**: این استدلال نیز در مناظره رسول الله (صلّی الله علیه و آله) با مادّیین دیده می شود.

***: متن اعتراض: "افراد محدودند؛ ولی مجموع آنها ، بی نهایت است!"

****: نامبرده اعتراض کرده بود: "ما که حدوث جهان را ندیده ایم ، چگونه آن را باور کنیم!"
*****: دنباله استدلال رسول الله (صلی الله علیه و آله) در برابر مادّیین.
******: پیرامون ماده نخستین جهان؛ ذیل آیه "و کان عرشه علی الماء" در "کتاب ستارگان از دیدگاه قرآن" به تفصیل سخن رفته ، و به شرحی کاملتر در تفسیر "الفرقان" بحث نموده ایم.