بسم هو

نوشته‌های مدیر:
اصلاح طلب یا اصول گرا؟؟!!

 

افراد و دوستانی گمان می کنند که جنبش انقلاب قرآنی و تفکرات آیت الله صادقی تهرانی منتهی به همسویی یا طرفداری از اصلاح طلبان (مشابه آقای منتظری و جریانشان و آقای سید علی محمد دستغیب و جریانشان و...) شده و تفکرات اعتراضی همچون آن ها دارند؛ این مطلب خطاب به آنان است.

 

باید آب پاکی را روی دست این دست افراد بریزم و بگویم که آیت الله صادقی تهرانی سال ها قبل حتی دموکراسی را در کتاب «تمدن» و «ولایت فقیهان» کلا مردود می دانند چه برسد به افکار مفسدانه و کافرانه افرادی چون دکتر سروش و امثاله که مبانی فکری اصلاح طلبان و بعضی اصول گرایان را با هرمنوتیک و پلورالیسم و سخن پیامبر خواندن قرآن تامین می کنند - مناظره مکتوب آیت الله صادقی تهرانی را با این ها در کتاب نقدی بر دین پژوهی فلسفی معاصر می خوانید- و خاتمی با گفتگوی تمدن ها و جامعه مدنی (به جای جامعه ایمانی) و فیمینیست هایی چون شیرین عبادی و ژیلا موحد پناهی -که ایت الله صادقی مناظره مکتوب در کتاب حقوق زنان با آن ها داشته- و بقیه افراد به اصطلاح اصلاح طلب! که خارج نشینند (و دوستان و طرفداران داخلی آن ها هنوز خود را از آن ها کمی! جدا کرده و همان عقاید را دارند اما مانده تا کفر آخرش برسند)...

 

این‌ها که قرآن را طبق مبانی حقوق بشری می خواهند یا اصلا نمی خواهند که جامعه سکولار دوست دارند -محسن کدیور با سکولاریسم شیعی!- که احادیث را به قرآن عرضه نمی کنند که عمدتا اعتقادی به قاعده نفی سبیل و تشکیل حکومت اسلامی ندارند که عمدتا بانک و بورس و بیمه ربوی و حرام خور را معجزه معیشت لیبرالی و سوسیالی می دانند و می خواهند و دارند در مملکت پیاده می کنند که پشت هزار دیوار فریب و جهالت و علوم تثلیثی کفرآمیز پنهان شده اند که...

 

باید این دوستان غرب بین و در رویاها! فرو رفته را نا امید کنم که هیچ وقت آیت الله صادقی تهرانی و علی الخصوص ما از جریاناتی این چنین حمایت نکرده ایم و اتفاقا به قول یکی از این دوستان رمانتیک! «متاسفانه اگر آیت الله صادقی جان داشت و الآن زنده بود مثل عکس های اول انقلاب کنار کلاشنیکف عکس نمی رفت بلکه کنار شهاب 3 عکس می گرفتند!» بلکه متاسفانه برای شما که اسمتان قرآنیست و هیچ چیزتان قرآنی نیست!

بله، آیت الله صادقی تهرانی یکی از تند ترین انقلابیون زمان شاه و کسی بود که تیربار به دست گرفت و در جنگ لبنان و اسرائیل شلیک کرد تا شیعیان به هوش بیایند و بجنگند. بله، آیت الله صادقی تهرانی کسی بود که کتاب «انقلاب 1920 عراق» را نوشته و مصدق را با مدرک، فراماسونر و دست نشانده دشمن می دانست.

 

اما اقتدارگرایان و توجیه گران و ظاهرگرایان بدانند که به نفع آن ها هم صحبت نمی کنیم! آیت الله صادقی در دفاع و هجران آیت الله منتظری صحبت کرد چون به ایشان ظلم شد -حمله به خانه و تهمت ها- و شجاعت داشت اما می گفت که از لحاظ سیاسی با ایشان اختلاف دارم و هیچ وقت طرفدار فتوای دست دادن با زنان یا سه جامعه -دار الحرب، دار الکفر دار السکولاریسم!- نبودند (متن جوابیه ایشان به فتوای جواز دست دادن را ان شاء الله منتشر خواهیم کرد.)
ایشان برای مسجد قبای شیراز بیانیه داد -در حالی که شاید کسی چنین شدید الحن موضع نگرفت -زیرا قرآن ها و مسجد مورد حتک قرار گرفت و جواب سخنان و لو اشتباه یا غیر اشتباه را با چماق دادند و تهمت زدند -هر چند که اقای دستغیب از یک بیانیه تسلیت برای آیت الله صادقی دریغ کرد!-.

امثال آقای بیات زنجانی فقط موقع مریضی آیت الله صادقی از وجود ایشان یادی کردند! و آمدند عیادت! این اتفاق دلیل بر اصلاح طلب بودن آیت الله صادقی تهرانی نیست.

 

اصلاح طلبیِ اصطلاحی در ایران معمولا یعنی دست دادن با کفر، معمولا یعنی توجیه یا قبول نداشتن قرآن، معمولا یعنی سکولاریسم و ماده گرایی یعنی... شما در تمام نوشتارهای آیت الله صادقی اثری از چنین مطالب با مبانی کفرآمیز اصالت ماده و لیبرالیسم نمی بینید. هنوز علمای ما در کمونیسم و سوسیالیسم مانده اند و خیال می کنند بی دینی یعنی بگویی خدا نیست! می گویند می شود علم داشت ولی این علم می تواند مبنای فکری ایمان یا کفر نداشته باشد -مثل اقای رییس جمهور که گفتند علم علم است اسلامی و غیر اسلامی ندارد!- اصلا نمی دانند لیبرالیسم چیست!


آیت الله صادقی تهرانی مفت خواران از دیدگاه اسلام را، سپاه نگهبانان اسلام را، چطور اسراییل پیروز شد و چگونه نابود می شود؟ را، قضاوت از دیدگاه اسلام را، حقوق بانوان از دیدگاه اسلام را، نقدی بر دین پژوهی فلسفی معاصر را، انقلاب 1920 عراق را، حکومت قرآن را، قرآن و نظام آموزشی حوزه را، حکومت صالحان یا ولایت فقیهان را، مفسدین فی الارض را، نماز جمعه را، این ها را ننوشت که بگوید اسلام اقتصاد و سیاست و قضاوت و حکومت و علم ندارد؛ ننوشت تا بگوید نباید باکفر جنگید و باید سازش کرد!، ننوشت تا به بهانه اسلام رحمانی امر به معروف را تعطیل کند و حد جاری نکنند!، ننوشت تا به خوشی دنیا و رابطه با جهان کفر اصالت بدهد، ننوشت تا بگوید هر کس نظری دارد و سکولار باید بود!، ننوشت تا بوید نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران!، ننوشت تا بگوید ولایت مطلقه فقیه و ننوشت تا بگوید عدم ولایت فقیه، ننوشت تا حوزه را تایید کند و ننوشت تا مفسدان ریاکار ظاهر نما را تقدیس کند؛

این‌ها را نوشت برای حاکمیت مطلق اسلام، برای احیای قرآن، برای نابودی ماده گرایی و انسان محوری ، نابودی کفر

 

به قول ایشان در درس نقد ایدئولوژی ها -فایل صوتی بعدا قرار داده خواهد شد- کمونیسم علنا ضد خدا بود با شمشیر آمد اما لیبرالیسم با پنبه سر می برد و دینی وارونه و طرفدار ماده گرایی و کفر می خواهد.

امیدوارم دوستان روشن شده باشند و ایشان و ما را طرفدار کسانی که علنا غربی و ضد دینی فکر می کنند و اسم خود را هم اصلاح طلب گذاشته اند ندانند و طرفدار ظالمانِ به اسمِ دین هم نشمارند. بدانند الأمر لله و سر جایش از هر مظلومی به ظاهر مسلمان باید دفاع کرد ولو با مبانی اشتباه اما ظلم های آن مظلوم را هم نباید به جان خرید!
راستی اگر زندگی نامه صوتی ایشان را هم گوش کرده باشید ایشان اصلا به حزب اعتقادی هم ندارد!

 

متشکر
فرد آخر! مدیریت بلاگ «عهد الله»

منتشر شده در کانال تلگرام @ahdallah
https://telegram.me/ahdallah

نکته: کسی نگفت همه اصلاح طلبان یا بقیه کافرند بلکهمبانی فکری این ها مبانی فکری کفر آمیزیست غالبا (یعنی از غرب برآمده) و مراجعی چند هم از آنان حمایت می کنند. خود حوزه هم که قرآنی نیست و در پیچ و خم اصول و فقه بی در و پیکرش مانده و توان تولید فکر چندانی ندارد مگر افرادی مثل دکتر حسن عباسی با نزدیک تر شدن به قرآن مطالب بسیار عالی تری دریافت نموده (نه این که ر چه میگوید صحیح است) و حاصل بسیار بهتر درآمده (و هر کس دیگری که وجبی به قرآن نزدیک شده)

 

...اینم یه پُست هیجانی برای جبران مدتی که نبودیم!
دلیل این که از هر جایی هم مطالب صحیح تر را فوروارد و منتشر می کنیم همین مطلب هست. قبول حرف حق... الذین یستمعون القول یتبعون احسنه