عهد الله (انقلاب قرآنی)

پایگاهی برای وفا به عهدهای الهی در ادامه دین‌پژوهی‌های آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی

۵ مطلب با موضوع «مقالات و مطالب دیگران» ثبت شده است

يكشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۲۹ ب.ظ فرد آخر
از شما میپرسم ای برادر و خواهر مسلمان از تو که مسلمان زاده ای و بی خیال

از شما میپرسم ای برادر و خواهر مسلمان از تو که مسلمان زاده ای و بی خیال

بسم الله الرحمن الرحیم

قران سوزی و وظیفه ما ؟
از شما میپرسم ای برادر و خواهر مسلمان از تو که مسلمان زاده ای و بی خیال

نوشته ای ارزشمند از دانشجو و فرد عزیز قرآنی آقای حمید قیدر

 

آیا دقت کرده ای وقتی کسی در کشور ما از آیات و ادلات قران صحبت میکنه اطرافیان چگونه نگاهش میکنند ؟ 
نگاه کلی مردم ما یک نگاه با اضطرابه
با خودشون میگن همه جور تفسیر و قرائتی از این کتاب میشه کرد، 
چرا باید وقت شریف‌مون‌ و تلف کنیم؟ نتیجه بحث و گفتگو های اعتقادی جز شک و تردید نیست! کتابی که بشه همه جور تفسیر متضادی ازش کرد واقعا ظنی الدلاله و وَهمی هس:

١- بعضی مذهبی‌ترن و ماندگارِ شیعه صفوی، میگن همون نماز و روزه وحج رو انجام بدیم حالا بگیر نگیر خمس هم روش و یه محرم و عزاداری همین‌ها اسلام منه من چی کار دارم بدونم قرآن چی میگه، اگر قران دستور میده «فاقرووا ما تیسر من القران» ( از هر آنچه در توانتان است قران بخوانید) ارزشی نداره تا زمانی که در رساله های توضیح المسائل حکمش نیومده مهم احکامیه که مراجع تقلید من برام صادر میکنند ما نمیتونیم بفهمیم تو قران چی نوشته ، زیاد تو دین فکر نکن. یا میگن: تو همون وظائف عادیتو انجام بده این حرفها رو باید ملاها و آخوندها بگن، (یا قیاس مع الفارقی که با متون اصلی کتاب و سنت در تبیان بودن و عمومی بودن فهم دین در تضاد کامله): وقتی مریضی پیش پزشک باید بری آیا میپرسی چرا فلان دارو رو به تو داده و باید فلان دارو رو میداد! حوزه دین هم متخصصین و فقهایی داره باید بری و نپرسی و...
٢- بعضی دیگه که ادعای فضل دارن میگن: قران به تنهایی نمیتونه هدایت‌گر باشه و باید همراه روایت ازش استفاده کرد وگرنه میشیم خوارج!!! سریع هم با تلفظ عربی عبارت حدیث ثقلین رو وسط میکشن و بیان میکنن بله روایات و ائمه باید در کنار قران باشن وگرنه...

و وقتی معترضشون بشی که آیا فرقی بین عترت پاک الهی پیامبر ص با روایاتی که ازشون شده نیست؟ 

آیا بین امام حاضر مطهر (پاک شده براساس آیه تطهیر) با روایات های درهم اصل و جعل و مخدوش و برخی مختص همان زمان و... آن هم با بررسی های ممکن الخطای بشری مثلا کتب چهار گانه تشیع نیست ؟ 

اصلا آیا تفاوتی بین کلام انسان حاضر با کلام متواتر منقول از وی اگر تواتر های جعلی را هم نادیده بگیریم نیست؟ اینجاست که به تو بچشم کافر ملحد نگاه میکنند و سکوت میکنند یا حاشیه میروند یا بحثو عوض میکنند یا سوال غیر مرتبط می‌کنند (از نشانه های تضاد افکارشون) 

٣- برخی دیگه مسلمان عشق ایران باستان ساخته یهود و تاریخ نگاری فراماسونری هستند. مسلمانند اما تنها عاشق پندار و گفتار و کردار نیک، تا از دستورات و سنت های خدا در کتابش بگی میگن : ای آقا این حرفها برای ١٤٠٠ سال پیشه اون هم برای عرب سوسمار خور بود نه من ایرانی . علم پیشرفت کرده ! فکر میکنند شرایع واحد الهی وطنی و ملکی هستند که اوستا و زرتشت ملک ایران و ایرانی و قران و محمد ص ملک عربستان و عرب ها، بعد نادانسته و قران نخوانده شروع میکنند به جراحی اسلام.

در مذمت: ازدواج موقت ، سنگسار ، حجاب اجباری به نام قران!!! ، تجاوز به اسیر به نام قران!!! ، برده داری !!! ، ترور سب النبی !!!، اعدام مرتد !!! ، نصف بودن دیه و ارث زن ، شکنجه و تا بیای نظر قران رو بگی میگن برای ما عربی نخون حالا باید بفهونی ای انسان وقتی بخواهم از نظر قران دفاع کنم و حقیقتو بیان کنم باید لفظ و کلمه اصلی رو بیان کنم نه داستان سرایی های الهی قمشه ای روبه نام ترجمه قران! 

٤- دسته بعدی روحانیون سنی و شیعه اند و نه علما و ملاها و آخوندهای هردو فرقه (لفظ روحانی برگرفته از افکار کلیسای منحرف) سنی‌هاشون میگن باید به تفسیر رجوع کرد و ظواهر قران برای ما ملاکه و ما کوچکتر از اونیم که بتونیم آیات متشابه قران رو با هم تفکیک و تفسیر کنیم و روایات مورد تایید ما هم قران رو نسخ میکنن هم تخصیص 

شیعه هاشون قران رو قطعی السند میدونن که ندونن هم فرقی در اعتقاداتشون ایجاد نمیکنه چون که ظنی الدلاله میدوننش و دینشون روایات و اجماع ، قصص قران و تنها یک سری خاص از آیات قران ،شهرت فتوایی تشیع خصوصا بعد از شاه اسماعیل صفویه برآیند افکار هر دو دسته هم بی دینی نسل پرسشگر و عصر ارتباطی حاضره چون اساسی ترین معجزه پیامبر امین اسلام و تنها دلیل ایمان به اسلام در همه عصور بعد همین قران و فرقان حاضره و نه چیز دیگر 

٥- سیطره قدرت کفر جهانی صهیونیسم مادی یهودی مسیحی اسلامی و... بر دنیاست که براساس مضامین برخی آیات کتب آسمانی و قران و روایات فریقین در حال پر کردن زمین از قتل و ظلم و شکنجه و ... و یک کلام کفر تا ظهور صاحب العصر و مسیح موعود است و جدیدا در کشورهای غربی در حال ایجاد نهضت قران سوزی توسط قرارداد " روز قران سوزی" burn quran day کرده است. 

 

به قول خدا: "فاعتبرو یا اولی الابصار " پس از این ای دقت کنندگان و صاحبان بینش پند بگیرید

۱۸ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرد آخر
جمعه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۱۱ ق.ظ فرد آخر
فقه گویا، فقیه قرآنی عالمی که آیندگان خواهند شناخت

فقه گویا، فقیه قرآنی عالمی که آیندگان خواهند شناخت

بسم الله الرحمن الرحیم

فقه گویا، فقیه قرآنی
عالمی که آیندگان خواهند شناخت
معرفی تمام و در عین حال خلاصه از آیت الله دکتر صادقی تهرانی

برگرفته شده از صفحه : http://www.facebook.com/pages/Ayatollah-mohammad-sadeghi-tehrani/203304943021752
دانلود کلیپ صوتی مربوط به این مطلب: نماز جمعه مشهد به امامت آیت الله صادقی تهرانی و نامه مردم به آیت الله خمینی در مورد امامت جمعه ایشان از زبان آیت الله صادقی

 

حضرت علی (ع): «به زودی بر شما بعد از من زمانی می آید که عالمان دین معانی قرآن را دور می افکنند و حافظانش معنا وعمل به آن را به فراموشی می سپارند و مردم نیز از قرآن چیزی جز خطش نمی شناسند... پس قرآن و اهل قرآن در آن زمان، طرد شدگان حذف شده از جامعه اما همراهانی هم گام با هم در یک راه هستند ولی هیچ پناهنده ای آن دو را پناه نمی دهد» نهج البلاغه خطبه ۱۴۷

علامه طباطبایی: «علوم حوزوی به گونه ای تنظیم شده اند که به هیچ وجه به قرآن احتیاج ندارند، به طوری که شخص متعلم می تواند تمام این علوم را از صرف، نحو، بیان، لغت، حدیث، رجال، درایه، فقه و اصول فرا گرفته و به آخر برسد و آنگاه متخصص در آنها بشود و ماهر شده در آنها اجتهاد کند ولی اساساً قرآن نخواند و جلدش را هم دست نزند!

در حقیقت برای قرآن جز تلاوت کردنش برای کسب ثواب و یا بازوبندی فرزندان که از حوادث روزگار حفظشان کند چیزی نمانده، اگر اهل عبرتی عبرت بگیر!»

آیت الله خمینی: «مع الاسف به دست دشمنان توطئه گر و دوستان جاهل، قرآن این کتاب سرنوشت ساز نقشی جز در گورستان ها و مجلس مردگان نداشته و ندارد!» وصیت نامه صفحه ۲.

 

ایشان (آیت الله العظمی صادقی تهرانی)  روش فقهی خود را فقه گویا نامیدند در مقابل فقه سنتی و فقه پویا. فقه گویا بیان قرآن را بیانی روشن و آشکار و فصیح می داند که برای پویندگان حقیقت همچون خورشید روشن است. فقه سنتی روش عادی فقیهان است که در آن قرآن در حاشیه علوم اسلامی چندان حضور ندارد در صورتی که باید قرآن محور و سنت حاشیه باشد.»

ایشان از نظر اصول تفسیری چهار سطح در تفسیر قرآن قائل است:

۱- «عبارت» که معنی ساده دارد ۲- «اشاره» که منظور آیه با تفکر بیشتر بدست می آید و «خواص» آن را بهتر درک می کنند ۳- «لطائف» که برای اولیای الهی است ۴- «حقایق» که در انحصار انبیاست.
در نگاهی دیگر قرآن «نص» و «ظاهر» و «ظاهر مستقر» (و «ضابطه») دارد؛ در «نص» معنا روشن و واضح است و معنای دیگری محتمل نیست. «ظاهر» آن است که چند معنا محتمل باشد و باید با قرائن در همان آیات یا آیات دیگر یکی را رجحان داد: «ظاهر مستقر» آن ظاهری است که یکی از معانی جلوه بیشتری بکند.
آیت ا... صادقی تهرانی علم رجال و اجماع علما بر یک نظر فقهی را حجت برای درستی آن نظر نمی دانست و در صورتی آن نظر را قبول می کرد که معارض با «نص» یا «ظاهر مستقر» قرآن نباشد و اجماع را فقط به عنوان کاشف از شرع قبول داشت (توضیح بیشتر در توضیح بیانیه سال ۹۶).
اختلاف ایشان با اکثر علما در مسائل فقهی بیشتر از مسائل دیگر بود. با این مبنا که در مقابل «ظنی الدلاله» بودن قرآن «بیان فصیح و بلیغ» آن را درست می دانستند. ایشان اعتقاد داشت که بسیاری از علوم رایج اسلامی یا از قرآن گرفته نشده اند یا پایه قرآنی ندارند و بعضاً ضد قرآنی هستند تا آنجا که اگر قرآن محور همه ی علوم اسلامی باشد بسیاری از نظریات مخدوش می شود. خود ایشان می گویند که «بسیار شده با علمای بزرگ گفتگو کرده ام و حتی یکبار هم محکوم نشده ام.»

آیت ا... صادقی تهرانی در یکم فروردین ۱۳۰۵ هجری شمسی متولد و در یکم فروردین ۱۳۹۰ از دنیا رفت. ایشان از شاگردان برجسته آیت االله شاه آبادی استاد امام خمینی، آیت ا... بروجردی، علامه طباطبایی و میرزااحمد آشتیانی بود. اجازه اجتهاد خود را از آیت ا... خویی دریافت کرد. امام هم به ایشان اجازه نامه داد. ایشان در دوران تحصیل با آیت ا... بهشتی، مکارم شیرازی نوری، جعفر سبحانی، اردبیلی و درحد کمتر با شهید مطهری و منتظری هم درس و هم مباحثه بود. ایشان پس از تمام کردن دروس حوزوی دکترای الهیات و معارف اسلامی را از دانشگاه تهران دریافت کردند و سه سال به تدریس فلسفه اسلامی در دانشگاه تهران پرداختند.

ادامه مطلب...
۱۶ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرد آخر
پنجشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۰۴ ب.ظ فرد آخر
مقاله رد قرائات قرآن

مقاله رد قرائات قرآن

بسم الله الرّحمٰن الرّحیم

چرا «قراءآت» قرآن؟!

مقاله رد قرائات قرآن : تحقیق و نتظیم از آقای محسن نورانی 

دانلود نسخه PDF

 

در این نوشتار درباره­ ی ضرورت طردِ فنون قراءآت در برابر یگانه قرائت مرسوم و فوق حدّ تواتر قرآن نزد مسلمانان بحث نموده و قول احسن تفسیری و فقهیِ فقیه مصلح قرآنی، آیة الله العظمی صادقی تهرانی را از تفسیر الفرقان تقریر می ­کنیم زیرا به قول مکتوب صاحب تفسیر المیزان مرحوم علّامه­ ی طباطبائی «قدّس سرّه»: «تفسیر شریف فرقان که زیارت شد موجب روشنی چشم و مایه­ ی افتخار ماست».

سخن ما با آن گروه از برادران و خواهران ایمانی است که در تلاشند قرآن را با الفاظی دیگر که در متن آن نیست، قرائت کنند!! (عموم جامعه علمی شیعه و سنی)

در حالی که قرآن می ­فرماید: {انّا نحن نزّلنا الذّکر و انّا له لحافظون} (سوره حجر، آیه ۹) در این آیه چنان که مشاهده می­ شود، خدای تعالی با ده لفظ ذیل: {ان، نا، نحن، نزّل، نا، ان، نا، له، ل، حافظون} تأکید فرموده که قرآن را خودش حفظ خواهد نمود و در مورد هیچ یک از کتب آسمانی چنین تأکیدی را به کار نبرده است، بنابراین قرآن، همان گونه که به پیامبر اکرم  نازل شده بی­ کم و کاست در دسترس همگان است، ما به نحوه حفظ آن کاری نداریم و بحث تاریخی هم نمی­ کنیم، زیرا جز اتلاف عمر فایده­ ی دیگری ندارد، تنها برای رفع اختلاف برخی از مسلمانان درباره­ ی قرائت قرآن، با دقّت نظر و تدبّر بیشتری در قرآن، به آیه­ ی ۱۸ و ۱۹ سوره­ ی قیامت رجوع می­ کنیم:

{إنّ علینا جمعه و قرآنه * فاذا قرأناه فاتّبع قرآنه} بی­ تردید گردآوری قرآن و [شیوه ­ی] خواندش، تنها بر [عهده­ ی] ماست، پس هنگامی که آن را خواندیم، خواندنش را پیروی کن.

در اینجا بسیار واضح است که ضمیر {ه} در {قرأناه} فقط به یک قرائت تصریح می­کند نه به چندین قرائت، وگرنه، آیه این گونه نازل می­شد: «فاذا قرأناه بقراءآته المختلفة، فاتّبع قراءآته» پس با تأمّلی مختصر در آیه­ ی {فاذا قرأناه فاتّبع قرآنه} به خوبی معنای ذیل از آن برداشت می ­شود: «پس هنگامی که آن [قرائت واحد] را خواندیم [تو نیز] خواندنِ [واحد] آن را پیروی کن» نه این که: «از قرائات چندگانه پیروی کن»!

زیرا بجای {قرآنه}، هرگز واژه­ ی «قَرائینه» یا «قراءآته»، نازل نشده تا فرضاً مجاز باشیم که قرآن را به جای قرائت واحد، با قراءآتی دیگر بخوانیم!

بنابراین تا اینجا روشن شد که نحوه­ ی قرائت قرآن، تنها یک گونه است نه چند گونه!! و این قرائت واحد هم، قرائت از همین قرآن مرسوم در سطح جهان است که خدای متعال، نزول، قرائت و حفاظت آن را خود، عهده ­دار شده و در دسترس مردم قرار داده است؛ نام اصلی این قرائت: «قرائت قرآن به روایت رسول الله «صل الله علیه و آله» از خدای متعال» است، و اگرچه به نام «قرائت حفص از عاصم» مشهور شده، ولی محافظت قرآن از تحریف لفظی تنها با قدرت لایزال خدای سبحان تحقق یافته است.

ادامه مطلب...
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۰۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرد آخر
پنجشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۰۷ ب.ظ فرد آخر
مقاله پاسخ به غالی (زیاده گو در مورد اهل بیت) از آقای نورانی

مقاله پاسخ به غالی (زیاده گو در مورد اهل بیت) از آقای نورانی

بسم الله الرحمن الرحیم

مقاله ای که مشاهده می نمایید ، نوشته آقای نورانی در پاسخ به جزوه ای است که عنوان آن در سایت  Aelaa.net قرار داده شده و با تیراژ بالایی هم پخش گردیده است. 

دانلود مقاله به صورت PDF

 

«بسم الله والحمدللّٰه و الصّلاة علی رسول الله و علی آله أفضل خلق الله الی یوم لقاء الله»

امّا بعد بر اساس آیه­ ی مبارکه­ ی «وابتغوا الیه الوسیلة» به وسیله­ ی اهل بیت نبوّت از خدای متعال درخواست می­ کنم توفیق بندگی خالصانه را به بنده و همه­ ی بندگانش عطا فرماید.

با دقت نظر ىر جزوه زیارت کامله ، که عنوان آن در سایت Aelaa.net موجود است معلوم می­شود که آقای عبدالله علوی فاطمی، در جمع آن زیارت بر اساس نُسخ مصباح الزائر و مزار کبیر و بحارالانوار، تلاش نموده­ اند امّا نکته­ ی حائز اهمیت این است که صِرف جمع چند روایت یا بررسی سند روایت، فارغ از درایت در متن روایت، موجب صحّت آن روایت از دیدگاه کتاب و سنت نیست زیرا بر مبنای آیاتی از قرآن مبین و حدود چهل حدیث از معصومان همه ­ی مؤمنان به وجوب کفایی، مأمور به عرضه ­ی روایات بر قرآن شده ­اند تا صحیح از ناصحیح شناخته شود. 

از جمله­ ی آیات در این زمینه، آیه­ ی مبارکه­ ی «و ما اختلفتم فیه من شیءٍ فحکمه إلی الله» (الشوریٰ/ 10) و از جمله­ ی احادیث، حدیث مهمّ رسول الله در حجة الوداع در سرزمین «مُنیٰ» می­باشد که فرمود: «ایّها النّاس ما جاءکم عنّی فوافق کتاب الله فأنا قلته و ما جاءکم یخالف القرآن فلم أقله»۱ ای مردم؛ آنچه از – طرف- من، - برای- شما آمد که موافق کتاب خدا بود من آن را گفته ­ام و آنچه [از احادیث] به شما رسید که مخالف قرآن بود من آنرا نگفته ­ام.

و به فرموده­ ی مولانا الامام امیرالمؤمنین علی «علیه ازکی صلوات المصلین»: «علیکم بالدرایات لا بالروایات»۲ و نیز امام ابوالحسن الرضا  نقلاً عن الرسول الاکرم »صل الله علیه و آله و سلم» فرموده ­اند: «کونوا دراة و لا تکونوا رواة حدیث تعرفون فقهه خیرٌ من ألف تروونه»۳.

بنابراین ما به اَمرِ ثِقْلَین این جزوه را بر کتاب الله تعالی عرضه می ­نماییم. و قبل از عرضه؛ این نکته را متذکر می­ شویم که با بررسی دقیق رجالی، برخی از روات زیارت «آل یٰس» توثیق نشده و برخی هم مجهولند و به اصطلاح فحول رجالیون، این روایت از نظر سند ضعیف است.

ولی راه بهتر را استاذنا الاعلم الاتقی آیة الله العظمی صادقی تهرانی «نوّر الله مضجعه» تأکید نموده­ اند که: اگر روایتی، مخالف قرآن نباشد و صرفاً علمای امامیه آن را نقل کرده باشند و معارضی روایی هم نداشته باشد متن آن را می ­پذیریم.

 

ابتدا در حاشیه­ ی صفحه­ ی اول جزوه فوق الذکر با خط کوفی به رنگ سبز که به زحمت خوانده می­شود درباره­ ی مولای ما، ولی امر مسلمین جهان حضرت امام ابوالقاسم محمّد المهدی ، صفاتی نوشته شده که برخی از آنها بی­ معنا و یا بی ­تردید مخالف قرآن است. از باب مثال در حاشیه­ی صفحه­ ی اول، این اوصاف به آن حضرت نسبت داده شده: 1. حق الله، 2. تجلی الذات، 3. ظهور الصفات، 4. منبعَ الافعال، 5. ربّ الارضین، 6. ملکوت السماوات، 7. مَن مِنه الوجود؛ و نیز در حاشیه­ ی صفحه­ ی دوم آمده: 8. کعبة الباطن، 9. باطن القبلة.

آنچه بی­ معناست درباره­ ی وجود مقدّس آن حضرت، عبارت است از: حق الله، کعبة الباطن و باطن القبلة! زیرا اثری از این تعابیر در کتاب و سنت دیده نمی­ شود.

ادامه مطلب...
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۰۷ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرد آخر

اثبات وجود وارثان معصوم پیامبر اکرم(ص) تنها با یک آیه از قرآن مبین

به نام خدای رحمت‌گر بر آفریدگان، رحمت‌گر بر ویژگان
اثبات وجود وارثان معصوم پیامبر اکرم(ص) تنها با یک آیه از قرآن مبین

برگرفته از آثار آیت الله صادقی تهرانی

دانلود فایل PDF


برخی از اهل تسنن درباره غدیر و خلافت حضرت امیر (علیه السلام)  شبهه ای مطرح می کنند و می‌گویند:

شیعه مى گوید پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت امیرالمؤمنین على بن ابی طالب (علیه السلام)  را در روز غدیر به جانشینى انتصاب نمود، و در آن روز 120 هزار نفر حضور داشته اند.
پس چرا از این ده‌ها هزار شاهد فقط چند صد نفر به این سخن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شهادت دادند؟ و چرا از آن جمعیّت فقط تعداد اندکى تشیع را پذیرفتند و به جانشینى ابوبکر اعتراض کردند؟!

 

جواب:

آیات و روایاتى متواتر حتى در بین سنّیان دو اصل را قطعاً اثبات مى کند:
1. اصل اجتماع مردم در غدیر خم
2. جمله اى مورد اتفاق مسلمین که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن اجتماع عظیم در ضمن خطبه اى بیان فرمودند:
 «اَلَستُ أولى بکُم مِن أنفُسِکُمْ ؟ قالوا بلى! قال فمَن کُنتُ مَولاه فهذا عَلىٌ مولاه ...» و یا به روایتی دیگر: «مَن أولى بکُم مِن أنفُسِکُمْ ؟ قالوا الله و رسوله فقال: اَلا من کُنتُ مَولاه فهذا عَلىٌ مولاه...»

«کیست سزاوارتر از شما به شما، گفتند: خدا و رسولش، سپس پیامبر)صلی الله علیه و آله و سلم)) فرمود: آگاه باشید هرکه را [من] مولای او بوده‌ام پس این علی [هم] مولای اوست.»

 

در اصل این پرسش و پاسخ هیچ یک از سنی‌ها تردیدی ندارند. ولى گروهى از علمایشان بخش دوم کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را این طور معنا مى کنند : «هر کسى که من دوست او بوده ام پس این على دوست اوست!!» 

پاسخ ما در برابر این قرائت نابسامان، این است که سؤال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) «الست اولى (من اولی) بکم من انفسکم...» نه تنها ولایت به معناى دوستى را اثبات مى کند بلکه اولویت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را بر کل مؤمنین اثبات کرده است.

و اما بخش دوم کلام آن حضرت که بعد از پاسخ مردم، بیان شده، نتیجه ‌گیری از اقرار مردم می‌باشد که به همراه «فاء تفریع» در «فهذا علیٌ» یا «فعلیٌ» اولویت حضرت امیرالمؤمنین على(علیه السلام)  را نیز بر کل مؤمنان پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ثابت نموده‌است.

 

و علاوه بر جریان غدیر در آیه‌ی اکمال دین و تبلیغ {مائده/3و67} ، آیاتى دیگر هم این اولویت را براى وارثان معصوم آن حضرت (علیهم السلام) ثابت مى کند.

از جمله‌ی این آیات، آیات 31 و 32 سوره فاطر است: 
«وَ الَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ مِنَ الْکِتابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ إِنَّ الله بِعِبادِهِ لَخَبیرٌ بَصیر * ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ بِإِذْنِ الله ذَلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیر»

«و آنچه از کتاب [:قرآن] به سوى تو وحى کردیم، (هم) آن تمام حق است، حال آنکه تصدیق کننده است آنچه را در برابر اوست. براستی خدا نسبت به بندگانش همواره آگاهی، بسیار بیناست * سپس (آن) کتاب را به کسانی که از بندگان خود برگزیدیم، به میراث دادیم. پس برخى از بندگان ما بر خودشان ستمکارند، و بعضی از آنان میانه رو [:عادل] و برخى از آنان (هم) در تمامى نیکی‌ها به اذن خدا (از همگان) سبقت گیرنده‌اند. و این همان برتری بزرگ است».

تا اینجا فرضاً اگر کسی بخواهد دلایل قبلی را نادیده انگارد، هرگز نمی‌تواند در برابر استدلال به آیه 32 فاطر، طفره رود. چون نتیجه‌اش ـ معاذالله ـ انتساب دروغ به خدای سبحان است!

 

خوب دقت کنید: این آیه، وراثت ویژه‌ی قرآن را در حقایقش، با الف و لام در «الْکِتابِ» علاوه بر سه مرحله‌ی عمومی فهم قرآن در نصوص و ظواهر پایدارش که عبارتند از: عبارت، اشاره و لطائف ـ بر عهده‌ی گروهى خاص نهاده؛ و از آنجا که این گزینش با لفظ «اِصْطَفَیْنَا» (برگزیدیم) آمده و خداى متعال این عمل را انجام داده و او «بِعِبادِهِ لَخَبیرٌ بَصیر» است ([نسبت] به بندگانش بسی آگاه و بسی بیناست) ؛ نتیجتاً این وارثان کسانى هستند که شایستگى این وراثت را در تمامی ابعاد قرآن دارند.

و اگر این وارثان قرآن حتی اندکی لغزش در عمل به قرآن داشته‌باشند چگونه شایستگى وراثت آن را دارند و چگونه در گزینشی ربانی انتخاب می‌شوند؟ در صورتى که این وراثت بُعد عصمت قرآن را هم شامل است.

لذا این بزرگواران همچون قرآن معصومند که آیه‌ی مبارکه به این موضوع کاملاً تصریح مى کند. و خداى متعال آنها را با توصیفى دوگانه معرفی می‌فرماید:

ادامه مطلب...
۱۳ تیر ۹۴ ، ۲۳:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرد آخر