پس از اینکه کلیپ «دلالت قرآن» را در کانال «عهد الله» منتشر کردم ، یکی از روحانیون حوزوی - که خودشان را معرفی نکردند - نقدی بر این کلیپ داشتند که باعث شد مناظره ای بین من و ایشان در دو جلسه صورت گیرد.

ایشان ابتدا نقدی صوتی برای من فرستادند که بنده در دو بخش صوتی پاسخ دادم و سپس ایشان نقد صوتی دومشان را فرستادند که بنده کتبا پاسخ ایشان را دادم و مناظره و گفتگو ما پایان یافت.


استماع و اقراء این مناطره که تقریبا دو ساعت طول می کشد ، از جهات زیر ارزشمند است :

  • تقابل دو دیدگاه فکری با یکدیگر : اسلام قران محور (فقه قرآنی) با اسلام روایت محور (فقه سنتی)
  • ضعف شدید فقه سنتی در برابر فقه قرآنی با آنکه فقه سنتی پیشینه تقریبا هزار ساله دارد !
  • در این مناظره سستی اساس و پایه های فکری فقه سنتی به خوبی افشاء می شود.
  • پاسخ به این سوال که چرا ما قرآن را بر روایات ترجیح می دهیم و روایات را در فرع قرآن قرار می دهیم.

اگر کلیپ «دلالت قرآن» را ندیده اید ، توصیه می کنم ابتدا این کلیپ را تماشا کنید :

نقد اول منتقد به کلیپ فوق :

پاسخ من به نقد فوق (بخش اول) :

پاسخ من به نقد فوق (بخش دوم) : 

نقد پایانی منتقد به پاسخ من (ایشان فقط بخش اول پاسخم را نقد کردند).

آخرین پاسخ ما به جواب آخر منتقد محترم

سلام علیکم. در سخنان شما حتی یک حرف علمی نشنیدم که دلایل بنده را مخدوش کند ، فقط مطالبی پر اشکال را سر هم کردید و با عصبانیت و توهین بارها به من تاختید و من را بی سواد خطاب کردید. فارغ از ده ها اشکالی که در صوت های قبلی بر شما گرفتم و جوابی نشنیدم به چند مورد از اشکالات دیگرتان هم اشاره می کنم تا معلوم شود بی سواد کیست.

🔸 فرمودید علمای ما قرآن را اصل و روایت را فرع می دانند !

#پاسخ : غالبا علما فقط لفظا چنین عقیده ای دارند اما در عمل به آن پایبند نیستند. اگر قرآن اصالت داشت بر مبنای روایت فتوا نمی دادند ازدواج با زناکار حلال است وقتی نص قرآن می گوید حرام است. اهل بیت می گویند تمام روایات را به قرآن عرضه کنید اما شما آن را محدود در روایات متزاحم می کنید ! حال من بیسوادم یا شما ؟!

🔸فرمودید پیرو ثقلین هستید پس روایات خلاف قرآن را می پذیریم ! 

#پاسخ : ثقلین هر دو معصومند لذا اهل بیت خلاف قرآن سخنی نمی گویند. وقتی روایات مخالف قرآن را به نام تفسیر اهل بیت می پذیرید نه پیرو قرآنید و نه پیرو اهل بیت ، بلکه پیرو جعّال حدیثید. روایات عرضه حدیث به قرآن برای شما اصلا مفهمومی ندارد فقط شعار پیروی عمل به آن را می دهید. شما که می گویید ما یقین کردیم اهل بیت خلاف قرآن هم سخن می گویند با این حرفتان اهل بیت را کافر ، ظالم و فاسق کردید. قرآن می فرماید : من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون ... الکافرون ... الفاسقون.

اینکه اسم روایت خلاف قرآن را به تفسیر و فهم قطعی امام معصوم تغییر می دهید ، فقط خودفریبی است ، پس سر خودتان کلاه نگذارید.

🔸 فرمودید : پشه مصادیق متعددی دارد که از مصادیق پشه حضرت علی است !

#پاسخ : این همان حرف ما شد که نتیجه حرف های شما توهین به اهل بیت (ع) است. ثانیا مصادیق مفهوم پشه ، از نوع خودش هستند ، مگر حضرت علی پشه هست که می گویید حضرت علی از مصادیق پشه اند ؟!  شما خودتان نمی دانید مفهوم و مصداق چیست آن وقت به من می گویید بی سوادم ؟!

🔸 فرمودید علمای ما قائل به تحریف نیستند.

#پاسخ : برایم مهم نیست علمایتان قائل به تحریفند یا نه ، حرفم این است که روایات متواتر و صحیح که دلالت بر تحریف لفظی دارند را چه می کنید ؟! اگر بپذیرید قائل به تحریف قرآن شده اید و اگر نپذیرید ، حرف من ثابت می شود که روایات صحیح جعلی هم داریم پس مجبورید ابتلائات 16 گانه احادیث را که ذکر کردم را بپذیرید تا بتوانید روایات تحریف را رد کنید. در هر دو حال بازی به نفع من تمام میشود.

🔸 فرمودید من لغت بلد نیستم که می گویم دابة یعنی حیوان !

#پاسخ : شما حتی لغت فارسی را هم بلد نیستید ، اگر شما فارسی بلد بودید حیوان را محدود در چهارپایان نمی کردید در حالی که حیوان به تمام جنبندگانی که روح حیوانی دارند اطلاق میشود پس انسان هم دابة هست. ما نمی گوییم امام علی از مصادیق دابة نیست بلکه حرفمان این است که وقتی می خواهند محترمانه از کسی نام ببرند از جنس دور استفاده نمی کنند که توهین آمیز میشود مثلا کسی به ایت الله بهجت نمی گوید آیت الله دابه (حیوان).  اگر منظور خدا از (دابه الارض) امام علی بود که اشرف خلایق بعد از رسول الله (ص) است از تعابیر محترمانه ای مانند (مومنا مخلصا) تعبیر می کرد نه لفظ دابه الارض (حیوان زمین) ! از بس جمود بر روی احادیث دارید حتی ساده ترین چیزها را هم درک نمی کنید.

🔸 فرمودید به قرآن نباید استناد کرد چون حمال ذو وجوه هست.

پاسخ : حدیث که به اعتراف خودتان هفتاد وجه داشت! این که بدتر از قرآن شد ، این همه اختلاف نظر و فتوای علما ریشه در اختلاف برداشت از احادیث دارد! اگر قرآن حمال ذو وجوه هست حداقل «یهدی للتی هی اقوم» است و سرانجام ما را به بهترین وجه می رساند بر خلاف روایت که بدون قرآن تفرقه و فلاکت نصیب اسلام کرد.

از یک طرف می گویید قرآن را اصل می دانیم و از آن طرف می گویید به قرآن نباید استناد کرد چون حمال ذو وجوه هست ! این دیگر چه نوع اصلی است که نمی شود به آن استناد کرد ؟! خودتان را مسخره کرده اید یا مردم را ؟! 

نهج البلاغه اعتبارش بالاست اما وحی منزل هم نیست و قابلیت نقد و بررسی را دارد.

🔸 فرمودید اگر روایت نبود ما از لامستم النساء نتیجه می گرفتیم ، با دست زدن به یک زن باید غسل کنیم !

#پاسخ : واقعا نگاه انسان به قرآن چقدر باید سطحی باشد تا این حرف را بزند. لامستم النساء یک تعبیر ادبی است که کنایه از همان مجامعت با زنان دارد و در لغت هم لامستم النساء به معنای مجامعت با زنان هم هست. مثلا وقتی حضرت مریم گفت «لم یمسسنی بشر» منظورش این بود ، هیج مردی با او جماع نکرده نه اینکه هیج بشری به او دست نزده باشد ! چگونه ممکن است خدا حکم کند ، بعد از دست زدن به زنان غسل کنید ؟! بعد از لمس نجاست با دست ، فقط شستن دست کافیست. آیا زنان نجس تر از مدفوع و ادرار هستند که باید بعد از لمس آنها غسل کنیم ؟!

🔸 احتمالات 16 گانه بنده را با حرف هایی غیر علمی و سطحی توجیه کردید.

#پاسخ : شما نه تنها نسبت به قرآن بلکه نسبت به احادیث هم سطحی نگرید  حدیثی را برایتان به عنوان نمونه می آورم که با بی توجهی از کنار آن عبور می کنید زیرا خط بطلانی بر افکار شما می کشد و بنیان های فکری شما را متزلزل میکند :

و عنه عن یونس ، عن هشام بن الحکم ، أنه سمع أبا عبد الله ( ع ) یقول کان المغیرة بن سعید یتعمد الکذب علی أبی ، ویأخذ کتب أصحابه و کان أصحابه المستترون بأصحاب أبی یأخذون الکتب من أصحاب أبی فیدفعونها إلی المغیرة فکان یدس فیهاالکفر والزندقة ویسندها إلی أبی ثم یدفعها إلی أصحابه فیأمرهم أن یثبتوها فی الشیعة،فکلما کان فی کتب أصحاب أبی من الغلو فذاک مادسه المغیرة بن سعید فی کتبهم . (منبع مستقیم)

امام صادق (ع)  : مغیره بن سعید به عمد بر پدرم دروغ میبست . و کتابهای اصحاب پدرم را میگرفت و این کار را توسط شاگردانش که بین  شاگردان پدرم مخفی و پراکنده بودند انجام میداد .

آنها کتابهای شاگردان پدرم را میگرفتند و به مغیره  تحویل میدادند و مغیره در آن کتابها کفر و عقائد شرک را دسیسه میکرد و به پدرم  نسبت میداد وبعد آن کتابها را به اصحابش میداد و به آنها دستور میداد  تا این کتابها را  نسخه برداری کرده و بین  شیعه پراکنده سازند .پس هرچه در کتابهای شاگردان پدرم از غلو وجود دارد دسیسه مغیره میباشد / رجال کشی ، ج 1 ، ص 225.

این حدیث تصریح دارد ، مغیره بن سعید شاگردانش را در جمع شاگردان امام باقر میفرستاد و خودشان را به عنوان اصحاب معتمد جا میزدند آنقدر که به آدمهای موثق تبدیل شوند و کتب اصحاب امام باقر را قرض میگرفتند سپس آن را تحریف میکردند و پس میدادند ، اسنادی هم که جعل میکردند بنام افراد موثق بوده است.


🔺 هرکس بگوید بسیاری از احادیث صحیح هم به ابتلائات 16 گانه ای که ذکر کردم ، مبتلا نیست قطعا بی سواد است. این همه اختلاف در نظرات و فتاوای علما ناشی از مشکلات احادیث است تا جایی که مجبور شدند اعتراف کنند حدیث ظنی الصدور هست مگر با قرینه قطعی و چون غالبا قرینه ی قطعی هم در کار نیست نتیجه اش این همه نظرات مختلف و متناقض و توجیهات عجیب و غریب شده که بر هر انسان منصفی پوشیده نیست.

سعادت یا فلاکت دنیا و آخرت مردم جهان منوط به فهم ما از دین است پس کاملا عاقلانه است در تایید روایات حساس و شکاک باشیم و هر قال الصادق و قال الباقر ی را به پای دین نگذاریم . نتیجه ی همین نگاه سطحی و اخباری شما و امثال شما به روایت باعث شده یک اسلام خرافی ، ضد عقل ، ضد قرآن پدید آید که در آن شیعه و سنی مدام یکدیگر را تکفیر می کنند و کفار هم بر مسلمین سلطه یافته اند.

این اصوات رو پر کردم تا به شما همین مطلب را بفهمانم که آخرش هم نفهمیدید.


🔺 آنچنان با آب و تاب از علوم حوزوی یاد می کنید که گویا بزرگترین کشف تاریخ بشریت است ! بخش عظیمی از علوم حوزوی مشتی مهملات ، تناقضات ، ان قُلت ، قال و قیل ، مطالب عبث و ضد عقل و قرآن است که ضررش بیش از نفعش می باشد. فراموش کردید علوم حوزوی شما دینی شبیه دین یهود و نصاری ساخته است : 

👈 یهود گفت نطفه ی غیر یهود نطفه ی اسب و خانه هایشان ، طویله است و شیعه هم گفت ، سنی نجس تر از سگ و غیبت و بهتان به آنها جایز است و سنی هم گفت شیعه نفهم تر از خر است !

 👈 یهود گفت تورات را باید با تلمود تفسیر کرد ، شیعه و سنی هم گفتند نصوص قرآن را باید با روایت تفسیر کرد !

👈 یهود در جریان ماهیگیری یوم السبت کلاه شرعی گذاشت ، فقها هم ده ها برابر بدتر از یهودیان ، کلاه شرعی را در احکام وارد کردند.

👈 مسیحیت گفت با مصلوب شدن مسیح گناهان ما پاک شد شیعه هم گفت با ریختن قطره اشکی برای امام حسین تمام گناهان پاک می شود.

👈 اهل کتاب تورات و انجیل را تحریف کردند و مسلمین قرآن را تحریف معنوی کردند ، بگذریم که عده ای قائل به تحریف لفظی هم هستند.

👈 یهودیان و مسیحیان در فروع دین از علمایشان تقلید کورکورانه کردند همان گونه که مسلمین از فقها تقلید کورکورانه می کنند.

👈 و ...


علوم حوزوی که نتیجه اش دابه الارض و پشه شدن حضرت علی (ع) ، ظنی الدلاله شدن قرآن ، دروغگو شدن خدا ، کافر و ظالم و فاسق شدن اهل بیت و صدها فلاکت ، جهالت و مطالب خرافی و ضد و نقیض شده ، نه تنها ارزش خواندن ندارد بلکه لیاقتش پیوستن به زباله دان تاریخ است.

آخر سر هم فرمودید من سواد علمی ندارم و باید بروم درس حوزوی بخوانم ، من هم به شما می گویم : بروید کمی قرآن بخوانید که درس واقعی قرآن است نه آن علوم حوزوی که آخرش هلاکت است نه سعادت.

و السلام علیکم