محور اصلی سخنان آیت الله کمال حیدری درباره خاتم الانبیاء (ص) :

  • پیامبر (ص) صادر اول از خداست و تمام موجودات از وجود پیامبر به وجود آمده اند !
  • منظور از آدم در آیه (علم آدم اسماء کلها) ، آدم ابوالبشر نیست بلکه منظور حضرت محمد (ص) است !
  • همه ی موجودات سرانجام به وجود خاتم الانبیاء (ص) برمی گردند و خاتم الانبیاء (ص) هم به ذات خدا بر می گردد و این است معنای «انا لله و انا الیه راجعون» و «ان الی ربک المنتهی» !

    نقد سخنان سید کمال حیدری درباره مقامات خاتم الانبیاء

    🔻 اینکه رسول الله (ص) را صادر اول معرفی کرده اند مبتنی بر نظریه فلسفی صدور است که با آموزه های قرآن و اهل بیت در تضاد می باشد.

    قرآن کریم می گوید «إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُون / یس : 82» خدا اگر بخواهد چیزی را خلق کند صرف اراده او کافی است تا آن شی بدون پیش زمینه و مایه قبلی ، موجود شود ! که همین امر در احادیث اهل بیت به خلق (لا من شیء) معرفی شده ولی در نگاه فلسفی غالب ، ذات خدا منشا صدور موجودات است یعنی او از ذاتش مایه می گذارد و به صور سایر موجودات در می آید همانند دریایی که امواج گوناگون از دل او صادر میشوند !

    پیداست که این امر نه تنها مقامی برای حضرت محمد مصطفی نیست بلکه نتیجه آن تجزیه پذیر بودن خداوند متعال است.

     

    🔻 اما اینکه گفته شده : هر کمال و هر وجودی که مخلوقات دارند ابتدا به پیامبر اکرم داده میشود و ایشان واجد تمام وجود مخلوقاتند نیز متاسفانه یک دیدگاه فلسفی عرفانی است که باعث بدفهمی آیات قرآنی شده است.

    آیا جبرئیل وقتی پیامی و علمی را در جریان وحی برای پیامبر اکرم می آورد در حقیقت آن علم را (که خود کمالی مهم است) از پیامبر (ص) گرفته بود؟ پس بدین ترتیب آیا وحی که از آموزه های اساسی دین اسلام است یک امر عبث است ؟!

    آیا وجود اشیاء نجس و خبیث نیز در این مبنا ، نعوذ بالله جزء ذات معصومین است و در کانال وجود ایشان قرار دارد ؟ آیا این با طهارت ارواح ایشان ناسازگار است ؟!

     

    نکته : اینکه جبرئیل قبل از پیامبر اکرم از خبری آگاه شود و آن را به ایشان برساند به معنای افضل بودن جبرئیل از رسول خاتم نیست ! همان طور که وقتی هدهد پیامی را برای سلیمان نبی آورد ، این به معنای افضل بودن او نسبت به این نبی الهی نخواهد بود ، همچنین توجه شود که پیامبر بعد از اینکه به پیام الهی آگاه میشود چون سطح درک بالاتری دارد ، معارف بیشتری از جبرئیل کسب خواهد کرد ، نه اینکه بگوییم پیامبر مطلبی را به جرئیل منتقل کرد تا دوباره به خودش بازگرداند ! 

     

    🔸 «تِلْکَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهَا إِلَیْکَ ۖ مَا کُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هَٰذَا ... / هود - ۴٩»

    🔹 اینها از خبرهای غیب است که به تو (ای پیامبر) وحی می‌کنیم؛ نه تو، و نه قومت، اینها را پیش از این نمی‌دانستید ...

    در این آیه صریحا آمده که رسول گرامی و قوم ایشان ، قبل از رسیدن وحی از ماجرای نوح (ع) با این تفاصیل و ابعادی که در قرآن آمده آگاه نبوده اند گرچه بنا بر ادله دیگر از اصل ماجرا آگاه بوده اند.

     

    🔻 اینکه معاد را به بازگشت اشیاء به ذات الهی معنا کرده اند در ادامه همان تفسیر به رای قرآن بر اساس آموزه های عرفانی است.

    در این نگاه گفته میشود که اشیاء سرانجام در یک مسیر صعودی به ذات خدا واصل شده و در آن محو میشوند همان طور که یک موج نهایتا دوباره به دریا بر می گردد !!!

    در صورتی که از آموزه های قطعی قرآن و عترت این است که ارواح نهایتا در روز قیامت به محضر عدل الهی می آیند تا پاداش و مجازات اعمال خود را ببینند ، یعنی در رحم مادر خلق میشوند سپس وارد عالم تکلیف شده و پس از گذارندن امتحانات و پشت سر نهادن عالم برزخ در عرصه قیامت به پیشگاه عدل الهی فراخوانده میشوند.

     

    🔸 «یَعْتَذِرُونَ إِلَیْکُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَیْهِمْ ۚ قُلْ لَا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَکُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبَارِکُمْ ۚ وَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُون / التوبة - ٩۴»

    🔹 هنگامی که بسوی آنها (که از جهاد تخلّف کردند) باز گردید ، از شما عذرخواهی می‌کنند ؛ بگو : «عذرخواهی نکنید ، ما هرگز به شما ایمان نخواهیم آورد چرا که خدا ما را از اخبارتان آگاه ساخته و خدا و رسولش اعمال شما را خواهند دید ؛ سپس به سوی کسی که دانای پنهان و آشکار است بازگشت داده می‌شوید و او شما را به آنچه انجام می‌دادید آگاه می‌کند (و جزا می‌دهد).

    این آیه صریحا می فرماید پس از فراخوانده شدن و بازگشت به محضر خدا درباره اعمالتان خبر داده خواهید شد (فرایندی که در محکمه عدل الهی برقرار خواهد بود) نه اینکه بازگشت داده میشود تا در ذات خدا محو شوید و (چنان که آقای حیدری می گوید) به نقطه ای برسید فوق آن مقام و نقطه ای نیست یعنی این بازگشت به خدا اگر به معنای وصال و محو در او باشد دیگر اینکه از اعمالشان خبر داده شوند و پاداش و عقاب چندان معنایی نخواهد داشت.

     

    آیا با وصول و محو یک مخلوق در ذات خدا ، آن مخلوق معدوم میشود؟ پس یعنی سرنوشت همه ما عدم و هلاک محض است؟ یا اینکه با وصول به خدا ، از مخلوقیت بیرون آمده ، به رتبه خدایی میرسد و تفاوت بین او و خدایش برداشته میشود؟ پیداست که این هر دو نیازی به نقد ندارند! راستی چگونه میتوان معاد را این گونه معنا کرد و همچنان قرآن و عترت را محور معارف دانست؟!

     

    🔻 اگر منظور از «انا لله و انا الیه راجعون» این است که ما از ذات خداییم و به ذات خدا برمیگردیم نتیجه اش وحدت وجود ، مرکب و ماده بودن خداست ! عبارت «انا لله» نشان میدهد که اینجا بحث مالکیت مطرح است. ما در عالم رحم ، عالم دنیا و عالم پس از مرگ در تمام ابعاد تکوینی مملوک خداییم فقط با این فرق که در عالم دنیا اختیار اعمال داریم تا حدی که خدا غالبا اراده میکند ما بر خلاف میل خدا نیز بتوانیم عمل کنم اما پس از مرگ ما به حالت قبل از عالم دنیا برمیگردیم که دیگر خدا اراده نمی کند ما بر خلاف میل خدا عملی انجام دهیم که در آن روز مالکیت مطلق از آن خداست چنانچه می فرماید :

    🔸 «یَوْمَ هُمْ بٰارِزُونَ لاٰ یَخْفىٰ عَلَى اَللّٰهِ مِنْهُمْ شَیْءٌ لِمَنِ اَلْمُلْکُ اَلْیَوْمَ لِلّٰهِ اَلْوٰاحِدِ اَلْقَهّٰارِ / الغافر - 16»

    🔹 آن روز که آنان ظاهر گردند، چیزى از آنها بر خدا پوشیده نمى ماند. امروز فرمانروایى برای کیست؟ فقط برای خداوند یکتاى قهار است.

     

    البته این احتمال هم دور از واقعیت نیست که قبل از دنیا ، عالم ذر وجود داشته باشد که آنجا مقام و جایگاهی است که خدا برای انسان حضور و ظهور بیشتری دارد و انسان مورد خطاب خدا قرار گرفته است و ما در قیامت دوباره به چنین صحنه ای باز میگردیم که خود را در محضر خدا حاضر می بینیم.

     

    🔻 اولین مخلوق خدا حضرت محمد نبود بلکه ماء (آب) بود که خدا از آن در طی شش روز آسمان ها و زمین و هر آنچه در آسمان ها و زمین هست را از ماء آفرید چون خدا آسمان ها و زمین و هرآنچه میان این دو می باشد  را در شش روز آفرید «خَلَقَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا فِی سِتَّةِ أَیّٰام ... / الفرقان - 59» و حضرت محمد (ص) و دیگر معصومین هم بخشی از « مٰا بَیْنَهُمٰا» هستند و تمام اینها به تصریح آیه ی زیر بعد از خلقت ماده نخستین جهان که (ماء) بود ، آفریده شدند :

    🔸 «وَ هُوَ اَلَّذِی خَلَقَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ وَ کٰانَ عَرْشُهُ عَلَى اَلْمٰاءِ ... هود - 7»

    🔹 و اوست کسى که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید در حالی که عرش (آفرینش) او (قبل از آن) بر آب بود ...

     

    🔻 ایشان در آخر نیز ادعا می کنند مراد از (آدم) در «علم آدم اسماء کلها» ، آدم ابوالبشر نیست بلکه منظور حضرت محمد است چون در غیر این صورت لازمه اش این است که حضرت خاتم الانبیا و سایر انبیای اولوالعزم از آدمی که از انبیای اولوالعزم نیست آموخته باشند ! 

    اولا ایشان اصلا توجه ندارند که آیه نمی فرماید انبیاء از آدم تعلیم دیدند بلکه می فرماید ملائکه از آدم تعلیم دیدند ثانیا سیاق این آیات درباره داستان آدم و حوّاست و اگر مراد از این آدم ، حضرت محمد (ص) باشد باید مراد از دو آدم بعدی که «قلنا للملائکه اسجدوا لآدم» و «یا آدم اسکن انت و زوجک الجنة ... فازلهما الشیطان» هم باید محمد (ص) باشد ! و این چه مقام خاتمی است که شیطان محمد (ص) را هم فریب می دهد ؟!

    به هرحال اسم آدم در قرآن عَلَم است برای آدم ابوالبشر و اگر منظور غیر ایشان باشد باید قرینه ای صریح در کار باشد خصوصا در آیات ابتدایی سوره بقره که داستان آدم و حوا را نقل می کند ، مگر اینکه آقای حیدری اعتقادی به سیاق و الفاظ آیات نداشته باشد و بخواهد قرآن را با فلسفه و عرفان تفسیر کنند که نتیجه اش هم این میشود که حضرت آدم می شود حضرت محمد و ملائکه هم میشوند انبیا اولوالعزم ! و تفسیری که در آن به سیاق و الفاظ آیه توجه نگردد ارزش علمی ندارد.